استفاده الهلال از نقطه ضعف پرسپولسی‌ها + عکس

باشگاه الهلال برای رویارویی با پرسپولیس دست به اقدام جالبی زد.

به گزارش ایلنا، تیم فوتبال الهلال عربستان که در ورزشگاه سلطان قابوس مسقط از پرسپولیس میزبانی خواهد کرد آرایش خاصی برای تماشاگرانش در این دیدار در نظر گرفت.

در همین راستا مسئولان باشگاه الهلال با قراردادن کاورهای آبی‌ که همرنگ لباس این تیم است در روی سکوهای این ورزشگاه قصد دارند فضای استادیوم و تماشاگرانشان را به شکل یکدست به این رنگ درآورند.

با توجه به حساسیت پرسپولیسی‌ها و هوادارانشان به رنگ آبی که رنگ لباس استقلال رقیب این تیم است شاید این اقدام الهلال برایشان خوشایند نباشد و بعید نیست مسئولان باشگاه عربستانی بی‌دلیل دست به این اقدام نزده باشند.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

ترکیب احتمالی پرسپولیس مقابل الهلال؛ دستان بسته‌ی برانکو

به گزارش ایلنا، تیم فوتبال پرسپولیس در شرایطی باید در دیدار حساس و سرنوشت‌ساز مقابل الهلال به میدان برود که به دلیل محرومیت و مصدومیت چند مهره کلیدی خود کار سختی در پیش دارد.

سیدجلال حسینی و سروش رفیعی به دلیل محرومیت در این بازی غایبند. نکته‌ی خوشحال‌کننده برای پرسپولیس این است که علی رغم این که گفته می‌شد محمد انصاری به دلیل مصدومیت قادر به همراهی تیمش نخواهد بود، وی به این بازی می‌رسد و می‌تواند قرمزها را همراهی کند.

دروازه‌بان: علیرضا بیرانوند

دروازه‌بان پرسپولیس در دیدار حساس تیمش مقابل الهلال نقشی سرنوشت‌ساز دارد و می‌تواند با کلین‌شیت در این بازی کمک زیادی به تیمش برای هموار شدن راه صعود داشته باشد. کاری که در نبود مدافعین اصلی این تیم دشوار به نظر می‌رسد.

مدافعین میانی: محسن ربیع‌خواه و حسین ماهینی

در نبود جلال حسینی و محمد انصاری، برانکو هیچ مدافع میانی تخصصی دیگری ندارد و مجبور است از دو بازیکن در پست‌های غیر تخصصی استفاده کند. تجربه نشان داده حسین ماهینی و محسن ربیع‌خواه جزو اولویت‌های برانکو برای این پست هستند که البته با قرار گرفتن در این پست، معادلات چینش دو مدافع کناری را هم تغییر می‌دهند.

مدافع راست: صادق محرمی

پدیده این فصل پرسپولیس که توانست با درخشش خود از میان گزینه‌هایی مثل ماهینی و رضاییان خودش را به ترکیب اصلی تحمیل کند گزینه محتمل این تیم برای قرارگرفتن در پست دفاع راست مقابل الهلال خواهد بود.

 مدافع چپ: فرشاد احمدزاده

با توجه به اینکه ماهینی، ربیع‌خواه و محرمی در پست‌های دیگر به میدان می‌روند ظاهراً برانکو چاره‌ای جز بازی دادن به احمدزاده در این پست ندارد. احمدزاده پیش از این هم در چند دیدار به عنوان دفاع چپ برای پرسپولیس به میدان رفته ولی عملکرد مناسبی نداشته است.

هافبک دفاعی: کمال کامیابی‌نیا

نقش کلیدی و حیاتی این بازیکن برای دفع حملات الهلالی‌ها انکار ناپذیر است. اگر کمال روز خوبش باشد نصف کار پرسپولیس را راه می‌اندازد.

 هافبک‌های تهاجمی: وحید امیری و سامان نریمان جهان

وحید امیری مثل همیشه در ترکیب ثابت تیمش به میدان می‌رود. در آن سو به خاطر محرومیت سروش رفیعی و البته استفاده از احمدزاده در پست دفاع چپ، گزینه دیگری برای برانکو برای پست هافبک تهاجمی باقی نمی‌ماند.

مهاجمان: مهدی طارمی و علی‌ علیپور

در پست مهاجم پرسپولیس گزینه‌های اصلی خودش را در اختیار دارد و مشکلی از این بابت نخواهد داشت. طارمی کار سختی برابر الهلال دارد ولی برای تعیین پیروزی تیمش و شانس آقای‌گلی در آسیا انگیزه زیادی برای گلزنی در این دیدار خواهد داشت.

 

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

انتشار کتابی از مرتضی سرهنگی پس از ۱۶ سال

تسنیم نوشت: بنا بر اعلام انتشارات سوره مهر قرار است سه مجموعه از کتاب‌های مرتضی سرهنگی، نویسنده و پژوهشگر، با نام‌های «اسم من چفیه است»، «اسم من پلاک است» و «اسم من خاکریز است» بازنشر و در سی‌امین دوره نمایشگاه کتاب تهران عرضه شود. 

این سه اثر آخرین‌بار در سال 80 منتشر شده‌اند. سرهنگی این آثار را که با موضوع دفاع مقدس است، برای گروه سنی کودک و نوجوان نوشته است. در این سه عنوان، مخاطب با کاربردهای خاکریز، پلاک و چفیه آشنا می‌شود. قرار است این سه عنوان با طراحی جدید منتشر شود و در اختیار علاقه‌مندان به ادبیات دفاع مقدس قرار گیرد.

داستان این عناوین با زبانی ساده و روان روایت شده و قصد دارد تا عناصر مختلف جبهه و جنگ را برای گروه سنی کودک و نوجوان بازشناسی کند. سی‌امین دوره نمایشگاه کتاب تهران از روز سیزدهم تا بیست و سوم اردیبهشت‌ماه میزبان علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی در شهر آفتاب است.

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

اکبر نبوی: میان آوینی و طیف سکولار هیچ نقطه مشترکی وجود ندارد/ سکولار نیستم

طبیعتاً توصیفی که امروز از مستند روایت فتح دارم، توصیف کامل‌تری نسبت به سالهای دفاع مقدس است؛ اما در سالهای دفاع مقدس نیز روایت فتح برجسته‌تر از سایر مستند‌ها بود، چرا که شهید آوینی با نریشن‌های متفاوت خود باعث تمایز این اثر با سایر آثار شده بود.

یکی از سرشناس‌ترین روزنامه‌نگاران قدیمی اکبر نبوی است. وی در سال 1343 متولد شد.پس از فارغ التحصیلی به تدریس در دبیرستان های تهران پرداخت. نبوی به مدت هشت سال به عنوان عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت فعالیت کرد و در این مدت مقالات متعددی در زمینه های هنری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در مطبوعات به چاپ رساند. سایر مسئولیت های وی عبارتند از: مدیر مسئول و سردبیر مجله «ویدئو ـ ماهواره»، سردبیر نشریه روزانه دومین جشنواره ویدئویی سوره، سردبیر نشریه روزانه سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، عضو هیأت داوران بخش سینمای ایران در یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان. مدتی  نیز ماهنامه سینمایی فیلم ـ ویدئو را منتشر کرد و معاونت فرهنگی خانه ی سینما را به عهده داشت. نبوی همچنین برنامه‌های متعددی تلویزیونی را تهیه کنندگی و اجرا کرده است.

نام اکبر نبوی، مجددا با داوری سی‌و پنجمین جشنواره فیلم فجر مجددا بر سر زبان‌ها افتاد. فرصتی شد تا در ایام شهادت سید مرتضی نبوی به دیدار وی برویم و در مورد مسائل گوناگون با نبوی به گفت‌وگو بنشینیم. جلسه‌ای که بیش از 3 ساعت به طول انجامید. در ادامه گفت‌وگوی خبرگزاری تسنیم را با اکبر نبوی را مشاهده می‌کنید:

 آقای نبوی اگر اجازه بدهید بحثمان را با یاد و نام شهید سید مرتضی آوینی آغاز کنیم، شما از ایشان خاطره‌ای دارید؟
من رفاقتی با سید مرتضی آوینی نداشتم، به همین دلیل خاطره‌ خاص و جذابی هم از او ندارم. طبیعتاً من هم مثل بسیاری از مردم با برنامه‌های روایت فتح آشنا بودم و کنجکاو این مسئله که این صدا، صدای چه کسی است؟ از همین طریق هم نام سیدمرتضی آوینی را برای اولین بار شنیدم.

یعنی زمانی که روایت فتح پخش می‌شد می‌دانستید، صدایی که بر روی فیلم نریشن می‌خواند، سیدمرتضی آوینی است؟
اوایل نه؛ اما بعداً با پرس‌وجو از دوستان، ایشان را شناختم. روایت فتح مجموعه متفاوتی به لحاظ فرم و محتوا بود؛ یک اتفاق بسیار عالی در حوزه مستند سازی جنگ. در آن سالها حسین حقیقی مدیر واحد جنگ صدا‌وسیما بود و افراد بسیاری از تلویزیون برای ساخت گزارش و مستند به جبهه می‌رفتد؛ اما روایت فتح با تمام مستند‌ها تفاوت داشت.

محمد حسین حقیقی یا حسین حقیقی؟
 محمد حسین حقیقی؛ در آن سالها با محمود اربابی که عضو هیئت علمی دانشکده صدا و سیماست کار می‌کردند.

محمود اربابی معاون اداره نظارت ارزیابی دولت اول احمدی‌نژاد؟
 بله؛ آقای اربابی مدیرکل بودند.

گفتید که روایت فتح مستندی متفاوت از سایر مستند‌های دفاع مقدس بود؛ این صحبت؛ روایت سال 96 اکبر نبوی از روایت فتح است، یا در آن سالها هم چنین دیدگاهی نسبت به روایت فتح داشتید؟
طبیعتاً توصیفی که امروز از مستند روایت فتح دارم، توصیف کامل‌تری نسبت به سالهای دفاع مقدس است؛ اما در سالهای دفاع مقدس نیز روایت فتح برجسته‌تر از سایر مستند‌ها بود، چرا که شهید آوینی با نریشن‌های متفاوت خود باعث تمایز این اثر با سایر آثار شده بود.

پس همین تفاوت بود که باعث شد شما درباره سازنده‌ آن کنجکاو شوید؟
نه؛ فقط دوست داشتم بدانم این صدا، صدای کیست. به هیچ عنوان به دنبال دوستی با آوینی نبودم. اصولاً دوستی و رفت و آمد جسمی برایم اهمیت ندارد؛ بیشتر اشتراکات فکری و سوبژکتیو برای مهم است.

سیدمرتضی آوینی اشتراک فکری با شما داشت؟
انگاره‌ام این بود که من و مرتضی در جهان معنایی مشترکی می‌اندیشیدیم.

این اشتراکات چه چیزهایی را در برمی‌گیرند؟
من انسان دلی‌ای هستم. بیشتر اهل شهودم تا اهل استدلال؛ نه آنکه در موضوعات مختلف رویکرد عقلانی و روش استدلالی نداشته باشم، زمانی که نقدی می‌نویسم یا داوری می‌کنم برای کاری که انجام می‌دهم استدلال دارم، البته هرچند برخی از یادداشت‌هایی که می‌نویسم عقلانی نیستند، دلی‌ هستند. به هرحال، چون خودم انسانی شهودی هستم، کنجکاو شدم که این شخصی که این متن را نوشته و آن را قرائت می‌کند کیست. چرا که او از جهانی در نریشن‌ های روایت فتح صحبت می‌کرد که دنیای ایدآل من بود. مرتضی آوینی با عقلش وقایع دفاع مقدس را روایت نمی‌کرد، بلکه با دل و جانش از لحظه لحظه جبهه صحبت می‌کرد. آوینی در نریشن‌هایش دفاع مقدس را همانند روز عاشور روایت می‌کرد. آوینی رزمنده جبهه‌های دفاع مقدس را همانند یک جنگنده نمی‌دید، بلکه رزمنده را انسانی سالک نگریسته و توصیف می‌کرد. اساسا نگرش معرفتی شهید آوینی به دفاع مقدس تداوم همان بینشی است که امام و برخی از عارفان معاصر از جمله آیت الله بهاءالدینی داشتند.

ویژگی های آن بینش چیست که می گویید شهید آوینی در تداوم آن بود؟
خیلی روشن است. آن بینش به کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا اعتقاد دارد. شما هنگامی که به وصیت نامه‌ها، کنش‌ها، دعاها و رویکردهای رزمندگان ایرانی در آن سالها نگاه می‌کنید، متوجه می شوید که آنها در کدام جهان معرفتی و عاطفی بودند. در جان و دل آنها بیش از هر چیز امام حسین علیه السلام بود و کربلا. آنها در زیر بارانی شدیدی از انواع گلوله‌های توپ و خمپاره و … با عشق حضرت حسین به دشمن یورش می بردند. آوینی اینها را با پوست و گوشت و خون دیده بود و در نتیجه، این دلدادگی عاشورایی را با عشقی حسینی روایت می کرد.

شما در آن سمینار معروفی که به آقای آوینی حمله شد شرکت داشتید؟
بله؛ دقیقاً در همان سمینار بود که برای اولین‌بار سید مرتضی آوینی را دیدم.

در آن جلسه شهید آوینی سخنرانی جنجالی‌ای کردند؛ یادتان هست در حواشی صحبت‌های آقای آوینی چه مباحثی صورت گرفت؟
آقا مرتضی در آن سمینار حدود 35 سوال درباره سینمای ایران مطرح کردند. پرسش ها هم به گونه‌ای بود که پاسخ را در درون خود داشت. من چون با روح و مبانی آن سخنرانی موافق بودم متن کامل آن را در روزنامه ی رسالت چاپ کردم. سوالاتی که آقای آوینی مطرح کردند براساس نگرش‌های معرفتی‌شان از سینما بود؛ اما در آن جلسه جماعتی شبه روشنفکر به وی اعتراض کردند. نمی‌گویم روشنفکر چون روشنفکری را فضیلت می‌دانم. اعتراض‌ها ابتدا نرم و آرام بود؛ اما به یکباره تبدیل به یک اعتراضات تند شد. از جمله افرادی که بسیار تند نسبت به صحبت‌های آقای آوینی موضع گرفت، جعفرپناهی بود.

اعتراضاتش چی بود؟
به شکل جزئی خاطرم نیست؛ ولی نسبت به نگاهی که مرتضی به سینما داشت و پرسش‌های جدی‌ای که مطرح می‌کرد معترض بود.

سید مرتضی آوینی به عنوان سردبیر مجله سوره، سوال می‌کرد یا به عنوان سازنده روایت فتح؟
 به عنوان سردبیر مجله سوره سخنرانی می‌کرد.

آن زمان می‌دانستید این آوینی همان کسی است که روایت فتح را ساخته است؟
بله؛ البته این موضوع برای بسیاری از افراد مشخص شده بود.

در آن زمان فردی وجود داشت که هم حزب اللهی باشد و هم سواد و سبک و سیاق آوینی را داشته باشد؟
 بله؛ افرادی وجود داشتند که تحلیل داشته باشند؛ اما هیچکدام نگاه مرتضی آوینی را به وضع سینما و نسبت آن با زمانه و روزگار نداشتند. مثلاً سیدمحمد بهشتی که در آن سالها مدیرعامل فارابی بود؛ نسبت به سینما صاحب نگاه بود. یکی از مهمترین ویژگی‌های مرتضی در آن سینمار این بود که کاملاً قواعد پذیرفته شده و رسمیت یافته و مسلط در حوزه سینما را با پرسش‌هایش شکست و خرق عادت کرد.

مهمترین سوال نسل جوان سینما این است که وجه تعارض مرتضی آوینی و افرادی مانند محمد بهشتی کجاست؟
مهمترین وجه افتراق آقای آوینی با افرادی مثل محمد بهشتی و دیگرانی که در آن سالها دستی بر آتش فیلمسازی داشتند این بود که آنها برای وجه سرگرمی ساز سینما اعتقادی را که شهید آوینی داشت و به شدت بر آن پای می فشرد نداشتند. ازسوی دیگر شهید آوینی (بااینکه به اندازه ای که بر ذات سرگرمی ساز سینما تاکید داشت به ساحت رسانه ای سینما توجه نمی‌کرد) نظریه و نگاه مک لوهان را که رسانه همان پیام است، پذیرفته بود. همان زمان کسانی بودند و اکنون نیز هستند که این نگاه را قبول نداشتن و ندارند. من هم با این جلمه به ظاهر راهبردی مک لوهان چندان موافق نیستم. در برابر این نگاه شهید آوینی، تحلیل و نگاه امثال آقای بهشتی بود که به سینما به عنوان یک عنصر مهم اندیشه ساز و معرفت گستر نگاه می‌کردند و معتقد بودند فرو کاستن سینما به اینکه همه هستی و چیستی آن سرگرمی است، قبول نداشتند. طبیعتا این اختلاف نگاه‌ها برداشت‌ها در نوشته و گفتارهای دوستان هم بازتاب پیدا می‌کرد و نشان می‌داد که در میان بچه‌های انقلاب نسبت به سینما تلقی  و نگاه و برداشت‌های متکثر وجود دارد. واژه ی متکثر را به این دلیل بکار بردم که در سالهای دهه شصت هنوز دیدگاه ها و نظرات شهید آوینی گسترش چندانی نداشت. چنانچه حافظه ام یاری کند شاید از دو سه سال آخر دهه شصت بود که آوینی به عنوان کسی که نظرگاهی خاص نسبت به سینما دارد مطرح شد. (البته حلقه ی اول دوستان اش تا پیش از این زمان با نگاه و تحلیل او آشنا بودند.) بیشترین اقبال به نگاه و نظر ایشان (به سینما) پس از شهادت شان آغاز شد و گسترش پیدا کرد. در سالهای دهه شصت بیشترین مرزبندی های سینمایی میان حوزه ی هنری و فارابی بود. (در نظر داشته باشید که در سخن من، جریان سکولار سینما وجود ندارد، بلکه نگاه ام متوجه تضادها و اختلاف های نیروهای انقلاب است.)

شما به کدام سینما گرایش داشتید؟
نبوی: من گرایش سومی دارم؛ نه نگاه مرتضی را قبول دارم که ذات سینما سرگرمی است؛ آن زمان هم قبول نداشتم؛ و نه نگاه فلسفی به سینما را قبول دارم. آقای بهشتی برای سینما تَشَخُصی قائل بود و آن را امری بسیار جدی می‌دانست؛ من نیز با وی هم عقیده هستم، سینما شوخی‌بردار نیست. اما هر کدام از ما در باور داشتن به اینکه سینما امری جدی است و نباید با آن شوخی کرد، دو نتیجه می گیریم. البته در همان سالها بهشتی متهم شد که تلاش می‌کند تا سینمای عرفان زده را حاکم ‌کند، در حالی که این موضوع، موضوعی غلط و ابهام زده است.

البته اهدای جایزه و توجه به فیلمهایی مانند هامون همین دیدگاه را می‌رساند.
به نظرم در این مدت افرادی مانند این آقای منتقدی که نقد را نیز به ابتذال کشانده است، یک جعبه مارگیری به مردم نشان داده‌اند و درباره سینمای ایران معرکه ای مشمئز کننده گرفته‌اند و مدام از سینمای عرفان زده و عرفان آبکی و … سخن می گویند و می گویند فارابی دهه ی شصت اینگونه بود و بهشتی می‌خواست چنین سینمایی را حاکم کند. وقتی با آنها وارد کنکاش می‌شوید نام چند فیلم را مانند «نار و نی»، «نقش عشق» و «هامون»  و شاید «دلنمک»را مثال می‌زنند. اگر تعداد این دست از فیلم ها دارای یک جامعه‌ی آماری بالا بود، ادعای این معرکه گیران وجاهت داشت. در حالی که در همان سالها، نسل سینماگران پس از انقلاب(حاتمی کیا، ملاقلی پور، صدرعاملی، درخشنده، بنی اعتماد، هنرمند، بحرانی، افخمی، عیاری و… و سینماگرانی که از پیش از انقلاب فیلم ساخته بودند (کیمیایی، الوند، فخیم زاده، تقوایی، بیضایی، کیارستمی، امیر نادری و…) جهان و ادبیات سینمای شان، فرسنگ ها با «نار و نی» و … متفاوت است. این را بگویم که من وکیل مدافع محمد بهشتی نیستم، کما اینکه من وکیل مدافع مرتضی آوینی هم نیستم. من وکیل مدافع خودم هستم و دیدگاه خودم را دارم.

صحبت‌ها این را می‌رساند که شما در حال تحلیل یک جریان فکری هستید.
نه؛ این موضوعات را برای خوانندگانتان مطرح کردم؛ من اگر صحبت‌ها را به میان می‌آورم به این معنا نیست که وکیل مدافع آقایان هستم. اما باید اقرار کنم که سواد فلسفی مرتضی آوینی بیشتر از ما بود.

کلمه «ما» یعنی خودتان یا اینکه تمام افراد حاضر در سنیمای آن زمان را می‌گویید؟
نه؛ منظورم خودم هستم. در همان زمان دوستانی مانند مسعود ترقی‌جاه، احمدرضا معتمدی، مرحوم مهرزاد مینویی و… بودند که سواد فلسفی و سینمایی خیلی خوبی داشتند و کسانی چون ترقی جاه و معتمدی چنانچه لازم بود می توانستند با شهید آوینی کشتی فکری-فلسفی خوبی بگیرند.

چرا نگرفتند؟
نمی‌‌دانم شاید هم گرفته باشند چون ظاهرا این دوستان خلوتهای و نشست های فکری- سینمایی داشته اند.

این خلوت‌ها کجا شکل می‌‌گرفت؟
نمی‌دانم. شاید در تلویزیون، حوزه ی هنری یا جایی دیگر. من بعدها از خودشان شنیدم که چنین خلوتهای فکری وجود داشته است. در  سال 74 من در بنیاد سینمایی فارابی عضو شورای تحقیقات بودم. آن زمان که آقای محمد رجبی که مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی شد، شورای تحقیقاتی راه انداخت که آقای ترقی‌جاه، محمد آوینی، نادر طالب‌زاده، دکتر ریخته‌گران، اسماعیل بنی اردلان و من عضو آن بودیم. آن جا برای اولین‌بار با آقای ترقی‌جاه آشنا شدم.

آقای نبوی شما یک جلسه سه ساعته با آقای آوینی داشتید، این جلسه چه زمانی شکل‌ گرفت و چه مباحثی در آن مطرح شد؟
سال 71 در دفتر مجله سوره بود. من به مرتضی آوینی زنگ زدم و گفتم می‌خواهم ملاقاتی با شما درباره مسئله سینما داشته باشم. آن زمان بخش ادب و هنر روزنامه رسالت را به تازگی راه اندازی کرده بودم. خاطرم هست که این ملاقات در اوایل پاییز اتفاق افتاد. من چندین بار مطالب مرتضی را در مجله سوره مطالعه کرده بودم و این مطالعات باعث شد نکاتی به ذهنم متبادر شود. احساس کردم باید گپ و گفتی با مرتضی آوینی داشته باشم؛ اما این گپ و گفت به معنای مصاحبه با او نبود.

مجله سوره را دنبال می‌کردید یا گهگاهی مطالعه‌ می‌کردید؟
من در آن سالها هر آنچه در حوزه هنری منتشر می‌‌شد می خریدم و مطالعه می‌کردم. چه کتاب های شعر و داستان، چه انواع جُنگ‌هایی که منتشر می شد و چه مجله هایی که چند سال پس از راه اندازی حوزه انتشار می یافت. در آغاز، حوزه هنری در کنار کتاب های ارزنده ای که در زمینه ی شعر و داستان به جای مجله، گاهنامه هایی را به نام «سوره» منتشر می‌کرد. هم برای بزرگسالان و هم برای نوجوانان. من حتی سوره های ویژه نوجوان را هم می خریدم.

چطور خودتان را به شهید آوینی معرفی کردید؟
او مرا می‌شناخت و مطالبم را در روزنامه رسالت خوانده بود. آن سالها من یکی از جدی‌ترین سرمقاله نویسان روزنامه رسالت بودم، مخصوصاً تا پایان جنگ حجم سرمقاله‌های من بسیار بالا بود. در زمان جنگ من در رسالت دبیر بخش دفاع مقدس بودم. طبیعتا به اقتضای شرایط و زمان و مسوولیتی که داشتم، بیشترین سرمقاله های مربوط به جنگ را من می نوشتم. به هر حال مرتضی مطالب مرا خوانده بود مانند بسیاری از آقایان دیگر که خوانده بودند. چون روزنامه رسالت در دهه 60، یکی از مهمترین روزنامه های کشور بود و سپهر روزنامه نگاری کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود.

آن روز در دفتر مجله سوره درباره مباحث مختلفی با مرتضی آوینی صحبت کردیم، از جمله مباحث سینما و افراد مختلف که ترجیح می‌دهم چیزی از آن مطرح نکنم، چرا که در حال حاضر مرتضی در میانمان نیست.

درباره سینماگران انقلابی چه چیزی مطرح کرد؟ با شیوه کار آنها موافق بودند یا مخالف؟
بحث ما کلی بود و درباره نوع فیلمسازی دوستان صحبت کردیم؛ درباره آقای حاتمی‌کیا که به عینه در کتابش اشاره کرده است؛ درباره سایر دوستان نیز که ترجیح می‌دهم نام آنها را نبرم، چرا که به نظرم اگر می‌خواست نام آنها گفته شود حتما در نوشته‌هایش به آنها اشاره می‌کرد.

شما با صحبت‌های آن روز آقای آوینی موافق بودید یا مخالف؟
در بعضی از موضوعات مخالف آقا مرتضی بودم، مثلاً بعضی از آثار یکی از دوستان سینماگر نسل انقلاب را  مصداق تام و تمام فیلمفارسی می‌‌دانست که در این موضوع و پاره ای مسائل دیگر با هم بحث کردیم. در برخی موارد به او گفتم که تند می‌رود، او هم در پاسخ برایم استدلال هایی می آورد.

ترغیب‌تان نکرد با ایشان کار یا رفاقت کنید؟
نه از ناحیه من و نه از ناحیه او چنین اشتیاقی مطرح نشد. به دلیل این که من به اندازه کافی گرفتاری داشتم و نمی‌توانستم وقت خالی برای همکاری با او داشته باشم. (در آن سال ها، هفته ای بیست و چهار ساعت در مقطع دبیرستان در منطقه شش تهران تدریس می کردم. دانشجوی علوم اجتماعی گرایش جامعه شناسی ارتباطات بودم و عضو شورای سردبیری رسالت هم بودم. صبح که از خانه بیرون می آمدم، شب از خستگی جسم ام را می کشیدم و به خانه می رفتم)

شما وقت نداشتید؛ چرا مرتضی از شما دعوت نکرد؟
نمی‌دانم.

آقا مرتضی بعضا بر سر موضوعاتی مانند کتاب «هیچکاک همیشه استاد» با برخی از رسانه‌ها مانند کیهان اختلاف نظر داشت. از سوی دیگر روزنامه رسالت در آن سالها یکی از پایه‌های تفکر نیروهای انقلابی و حزب اللهی‌ها بود و تاثیرات بسیاری داشت. روزنامه رسالت با مجله سوره که شهید آوینی سردبیر آن بود زاویه دیدگاه نداشت؟
هنگامی که آن بحث ها شروع شد من بخش ادب و هنر را در رسالت بوجود آورده بودم و دبیرش بودم. من هم کلیات نگاه آقا مرتضی را قبول داشتم؛ اما بعضی از مطالبمان با مجله سوره در تقابل بود. اگر در آن سالها کسی هم می‌خواست که بین رسالت و مجله سوره جدال ایجاد کند، من اجازه نمی‌دادم که چنین اتفاقی بیفتد. اما در کل معتقدم در سالهای پس از شهادت آقامرتضی، روشنفکران سکولار تلاش زیادی کردند تا اختلاف بین آقا مرتضی و روزنامه کیهان را بیش از آنچه بود بزرگ کنند. اگر قرار باشد اختلاف معرفتی و معنایی شهید آوینی با گروه و جریانی مورد بحث و بررسی قرار بگیرد، با صراحت می‌گویم که میان شهید آوینی و طیف سکولار در حوزه ی فرهنگ و سیاست و جامعه، هیچ نقطه ی مشترکی وجود ندارد. به نظرم این مساله مهم است. تا اینکه به پیراهن پوسیده ی چند مطلب و یادداشت در روزنامه ی کیهان و جمهوری اسلامی علیه نگاه شهید آوینی متوسل بشویم.

بعضی از افرادی که با شهید آوینی همکار و یا نسبت خانوادگی داشتند؛ در مورد این مسائل خیلی صحبت می‌کنند.
آنها هم وارد بازی آن جریان روشنفکران سکولار شده‌اند. در آن سالها برخی از دوستان نسبت به مسائل موضع گیری تندی داشتند و هنوز هم همینطورند. طبیعت شان این است. مثلاً آقای مسیح مهاجری نسبت به داستانی که من در بخش ( دفاع مقدس و شاید هم بخش ادب و هنر. الان حافظه ام یاری نمی‌کند) منتشر کرده بودم، معترض بود و اعتراضیه ی بسیار تندی برای آقای مرتضی نبوی (مدیر مسوول روزنامه) نوشته بود.

می‌‌خواهیم فضای صفر و صدی که بین بچه‌‌های حوزه فرهنگ و هنر انقلاب را تبیین کنید.
این فضای صفر و صدی که گفتید به نظرم در حال حاضر بیشتر از گذشته‌ است. این موضوع به نظرم برمی‌گردد به رویه و رفتار مدیران جمهوری اسلامی ایران که به سرعت برق و باد از گذشته تا امروز، تحملشان را نسبت به بچه‌های انقلاب از دست داده‌اند؛ ولی نسبت به جریان روشنفکری سکولار، عزمشان را جزم کرده‌اند تا آن را جذب کنند و دلشان را به دست بیاورند.

چه زمان و چطور چنین اتفاقی افتاد؟
این را باید آقایان مسئول پاسخ بدهند که چرا این کار را می‌‌کنند.

آقای نبوی اگر اجازه بدهید مقداری به روزهای حال برگردیم. شما تا جایی که امکان داشت زمینه‌هایی را فراهم آورید که فیلم ماجرای نیمروز ساخته نشود، از سوی دیگر به ساخت فیلم خانواده محترم کمک می‌کنید؛ این دوگانگی از کجا نشأت می‌گیرد؟
من برای ذهن بیماری که نمی‌‌خواهد دنبال واقعیت برود (حقیقت پیشکش) چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟! پس از آنکه که یک خانواده محترم در جشنواره کن به نمایش درآمد، بیش از 5 ماه سایت‌ها و رسانه‌های اصولگرا و ارزشی درباره نقش من در این فیلم من مباحثی را مطرح کرده، شروع به ناسزا گفتن به من کردند. من سکوت کردم؛ اما در این مدت هیچ کدام حتی یک تماس هم با من نگرفتند تا اصل ماجرا را برایشان توضیح بدهم. در صورتی که یکی از ماموریتهای خبرنگاران تلاش برای کشف واقعیت است. آذرماه 91 بود که نمایندگان پنج خبرگزاری و پایگاه خبری  را به دفترم دعوت کردم و همه ماجرا را از صفر تا صد برایشان توضیح دادم. سوالاتی هم پرسیدند که به صورت کامل توضیح دادم و آنها هم رفتند به سلیقه خود منتشر کردند. اما تا هنوز همین مدعیان حزب اللهی و ارزشمداری، دست از هتاکی و دروغ‌پردازی بر نداشته اند.

وقتی آنها چنین می‌کنند به یاد یکی از سخنرانی های آقای رحیم پور ازغدی می افتم که به نقل از شهید مطهری از شیعیان حقه باز یاد می‌کرد احساس تکلیف شرعی می‌کنند برای دروغ گفتن، تهمت زدن، حق دیگران را پایمال کردن و… خلاصه هر کار نادرستی انجام می دهند و براحتی آن را توجیه می کنند.

بگذریم. من در حال حاضر حدود 53 سال سن دارم. موی سپید من اجازه‌ نمی‌دهد با افرادی که به اندازه بچه‌هایم سن دارند، وارد جدل بی‌حاصل شوم و وقت و انرژی خود را بیهوده صرف کنم. برخی از این بچه‌ها از راه تخریب افرادی چون من، نان می‌خورند. خدا کند نان شان چرب تر شود ولی نه از راه نادرست. من هم گاهی ناچار می شوم توضیحاتی بدهم تا آنها که واقعا به دنبال واقعیت هستند، روشن شوند. ولی از روزگار جوانی خداوند را وکیل خود گرفته ام و او وکیل بسیار خوبی است.

پس چطور به شما نسبت سکولار می‌دهند؟
نسبت بدهند. شاید معنای سکولار را نمی‌دانند. وگرنه کارنامه سالهای پس از انقلاب من که پوشیده و پنهان نیست. بسیار آشکار است و به راحتی قابل دسترس. اگر این کارنامه می‌گوید نبوی سکولار است، آنها حق دارند که مرا با این صفت بنامند و بخوانند. ضمن اینکه از عمر پنجاه و سه ساله ی بنده، قریب به سی ویک سال آن تقریبا کارنامه ای مکتوب دارد. بدین معنا که همواره نوشته ام و منتشر شده است. از سال 1365 تا امروز. بنده از آبان 65 مقاله نوشتن را در روزنامه ی رسالت آغاز کردم تا اسفند73. اسفند 73 از رسالت استعفا کردم. اما باز هم کارم نوشتن بوده است. مجله ای داشتم به نام فیلم ویدئو که از خرداد هفتاد و چهار تا خرداد هفتاد هشت آن را منتشر کردم. پس از تعطیلی فیلم ویدئو (بخاطر مشکلات مالی) چند سال ( بهمن هفتاد هشت تا تابستان هشتاد و سه) برای تلویزیون برنامه سازی کرده ام، فیلم مستند ساخته ام و برنامه ی برداشت دو را به مردم ارائه نموده ام. ناظر کیفی یک تله فیلم بوده ام به نام «پلاک هفت کوچه ی پاییز»، تهیه کننده ی یک تله فیلم بوده ام به نام «روز می آید»، نویسنده ی فیلمنامه و تهیه کننده ی یک فیلم سینمایی هستم به نام «پرونده ای برای سارا». و… دوران کوتاهی هم (علیرغم خواست قلبی و به خاطر اصرار دوستان) تجربه ی مدیریت فرهنگی دارم که آخرین آن قائم مقامی بنیاد سینمایی فارابی است. اشعارم (کم یا زیاد) از سال شصت و پنج در رسانه های مکتوب و مجازی منتشر می شود. در قالب گفتگوهای نسبتا زیاد مواضع و اندیشه هایم را با صراحت گفته ام و می گویم. اگر بخواهم روزگاری مجموعه ی یادداشت ها، نقدها، مقاله ها و تحلیل های منتشر شده ام را در قالب کتاب گردآوری کنم، چندین جلد خواهد شد با حجمی نزدیک به دو هزار و پانصد صفحه. و… اینها کارنامه ی من است به اضافه ی مواردی که بخاطر اینکه خوانندگان تان آزرده نشوند، از بیان شان در می گذرم. هر کس می خواهد در باره اکبر نبوی داوری کند، منطقا باید به این کارنامه استناد کند.

آغاز جنبش سینمایی دفاع مقدس را نیز به شما نسبت می‌دهند.
جنبش سینمای دفاع مقدس مربوط به من نیست ولی طبقه‌‌ بندی، ریخت و گونه شناسی سینمای دفاع مقدس را بنده آغاز کرده ام. در سال هفتاد و یک و پس از نمایش فیلم از کرخه تا راین ابراهیم حاتمی کیا در جشنواره ی فیلم فجر. در آن سال از سینمای حماسی و اجتماعی دفاع مقدس سخن گفتم و آن را تحلیل کردم. چندی بعد، سینمای انسان شناسانه ی دفاع مقدس را هم به آن طبقه بندی اضافه نمودم. درروزگاری هم که معاون پژوهشی انجمن سینمای دفاع مقدس بودم(سال هشتاد سه) کوشیدم برای برون رفت سینمای دفاع مقدس از وضعیت سرگردان و بلاتکلیفی که داشت راه چاره ای بیابم. برای این مهم، سینمای دفاع مقدس را (مبتنی بر جهان معنایی و جغرافیای معرفتی و پیشینه ی تاریخی فرهنگ دفاع مقدس) باز تعریف کردم تا بتواند نقش تاریخی و ملی خود را در امروز و فردا هم ایفا کند. متاسفانه بازتعریفی که به شکل مکتوب ارائه کردم و به اقتراح گذاشتم خیلی جدی گرفته نشد. در ادامه ی همان برنامه ای که داشتم، در شهریور هشتاد و چهار نخستین هم اندیشی خلاق سینمای دفاع مقدس را به مدت سه روز در چادگان اصفهان برگزار کردم. ( همه ی مباحث آن سه روز با سه دوربین تصویربرداری و سپس تدوین شد و در یک بسته بندی آبرومند و البته ارزان گردآوری شد تا هم سندی از آن هم اندیشی باشد و هم کسانیکه در آن شرکت نداشتند بتوانند با دیدن فیلم آن، از مباحث اش بهره ببرند. برای برخی از مراکز فرهنگی و هنری هم فرستاده شد. همان زمان شنیدم مورد توجه مقام رهبری هم قرار گرفته است. (درستی یا نادرستی این خبر را نمی دانم) هم اندیشی بسیار با برکتی بود. با همراهی دوست عزیزم آقای رضا شرف الدین (مدیر عامل وقت انجمن) بنا داشتیم آن هم اندیشی را ادامه دهیم ولی به خاطر اختلاف نظری که بر سر راه اندازی بانک اطلاعات دفاع مقدس با مسوولان نیروی مقاومت بسیج پیدا کردم، ناچار شدم از انجمن خداحافظی کنم. در نتیجه آن هم اندیشی دیگر تکرار نشد. ضمن اینکه کارهایی که در زمینه راه اندازی دپارتمان های طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، والفجر هشت، کربلای پنج و …آغاز کرده بودم، بر زمین ماند و به ثمر نرسید.

ظاهرا در روزنامه رسالت ویژه نامه هایی منتشر کرده اید، ماجرای آن ویژه نامه ها چه بود؟
آن ویژه نامه ها به شکل مجله ای ضمیمه ی روزنامه منتشر می شد. دو ویژه نامه را زمانی که دبیر بخش دفاع مقدس بودم به مناسبت هفته دفاع مقدس (اول مهر شصت و هفت و اول مهر شصت و هشت) منتشر کردم. پند ویژه نامه هم پس از آنکه بخش ادب و هنر را در بهمن سال هفتاد در رسالت بنیان گذاشتم منتشر کردم. نخستین ویژه نامه به مناسبت اولین سالگرد مرحوم مهرداد اوستا، اندیشمند و شاعر توانای معاصر منتشر شد. پس از آن (بدون در نظر گرفتن تقدم و تاخر زمانی) برای چهلمین روز درگذشت مرحوم سپیده ی کاشانی (بانوی نجیب و ارجمند شاعر) چهلمین روز درگذشت مرحوم استاد امیری فیروزکوهی ( شاعر فحل و گرانسنگ)، چهلمین روز درگذشت مرحوم استاد غلامرضا قدسی(شاعر گرامی و سینه سوخته ی معاصر) و چهلیمن روز شهادت سید مرتضی آوینی. یک ویژه نامه ی خیلی مفصل و پربار در بهمن هفتاد و یک و به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و یک مجله ی پرو پیمان هم با یاری همکاران بخش ادب و هنر و خصوصا عزیر دلم کامران کوهستانی (که آن زمان خوشنویسی چیره دست بود و اکنون یکی از استادان به نام خوشنویسی کشور است) ویژه خوشنویسی منتشر کردم که شکل ضمیمه نداشت، مستقل از روزنامه بود و برای اش قیمت تعیین شده بود. ( این ویژه نامه در کنار کارهای جاری و تهیه ی مطلب برای چهار صفحه ی بخش ادب و هنر، منتشر می شد) چنانچه شما شرایط آن روزگار را بدانید معنا و ارزش آن ویژه نامه ها را بیشتر و بهتر متوجه می شوید. آن زمان جبهه فرهنگی و ادبی انقلاب از اکنون غریب تر و بی پناه تر بود. و کوچکترین کاری که من می توانستم با امکانات روزنامه و اعتماد بسیار خوبی که آقای مهندس مرتضی نبوی (مدیر مسوول گرامی رسالت ) به بنده و کارم داشتند، انجام بدهم، انتشار این ویژه نامه بود.  این را بخاطر شکر نعمت می گویم که اعتماد و اعتقاد آقای نبوی و استاد عزیزم مرحوم پرورش ( که سردبیر روزنامه بودند) سرمایه ی ارزشمندی برای من بود و دست من برای انتشار هر مطلبی باز بود.

اشاره ای هم به مجله ی هفتگی رواق بکنم. بخش ادب و هنر هفته ای چهار صفحه داشت: گلشن راز(ویژه ی شعر) رنگین کمان( ویژه ی ادبیات کودک و نوجوان) بر پرده ی هنر(ویژه ی نقد فیلم) و هفت اورنگ( که به گزارش و گفتگوهای کوتاه در زمینه ی همه ی فععالیت های هنری و ادبی اختصاص داشت). مهر هفتاد و سه تصمیم گرفتم صفحات را تعطیل کنم و یک مجله ی هشت صفحه ای ادبی و هنری ضمیمه ی روزنامه منتشر نمایم به نام رواق. ایده ام را به آقای مرتضی نبوی گفتم (چون ایشان باید این کار را تصویب می کرد) او هم با شنیدن دلایل من با انتشار هفتگی رواق موافقت کرد. (طبق پیشنهاد من و پذیرش آقای نبوی بنا بود «رواق» پس از یک دوره ی یکساله، با صفحات خیلی بیشتر، با هزینه ی رسالت به عنوان یک مجله ی ماهانه ی فرهنگی، ادبی و هنری مستقل از روزنامه منتشر شود) خوشبختانه و با همکاری گروه پرتلاشی که داشتم، رواق توانست در مدتی کوتاه توجهات را به خود جلب کند. گرچه پس از استعفا و جدایی بنده از رسالت، به سرعت رواق هم از نفس افتاد و تعطیل شد.

این شمه ای از کارنامه ی بنده است. قبلا هم گفتم اگر کسی می خواهد مرا قضاوت کند باید بر اساس آنچه تاکنون انجام داده ام داوری کند.

 

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

اخراج راموس؛ نقطه عطف ال کلاسیکو (عکس)

رئال مادرید یک ال کلاسیکوی دیگر را به دلیل اخراج راموس 10 نفره به اتمام برد. اگر این تیم سال گذشته ده نفره در نوکمپ پیروز شده بود، این بار مغلوب دشمن دیرینه شد.
 

به گزارش "ورزش سه"، سرخیو راموس بار دیگر رئال مادرید را در حساس ترین بازی فصل 10 نفره کرد.
او سال گذشته در دیداری که رئال 1-2 در نوکمپ پیروز شد، از زمین اخراج شده بود اما در نهایت رئال برنده مسابقه شد ولی امشب او یک ربع به انتهای بازی با تکل دو پا روی مسی، با کارت قرمز مستقیم از زمین بازی اخراج شد تا کار کهکشانی ها برای جبران سخت شود.
 
 

 

 

 

 
 
رئال با وجود ده نفره شدن موفق شد توسط خامس کار را به تساوی بکشاند اما مسی دقیقه 92 سرنوشت بازی را تعیین کرد.
 
 

 

 
 
در واقع اخراج راموس را می توان نقطه عطف ال کلاسیکوی امشب دانست و به اعتقاد کارشناسان داوری مارکا، آ اس و موندودپورتیوو، اخراج او کاملا درست بود.
راموس سال 2014 نیز با خطا روی نیمار اخراج شده بود و در همان مسابقه رئال بازی برده را 3-4 باخت. مسی در آن بازی آخرین گل های خود به رئال را زده بود و امشب پس از سه سال بار دیگر در ال کلاسیکو موفق به گلزنی شد اما این بار به جای هت تریک، دبل کرد.
راموس که در بازی رفت دقیقه 88 گل تساوی رئال را به ثمر رسانده بود این بار به نوعی یکی از عوامل باخت کهکشانی ها بود.
 
 

 

 
 

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

لیونل مسی؛ مسیح مصلوب نشدنی!

مارچلو لیپی، سرمربی سابق تیم ملی ایتالیا مدعی شده بود که مسی هیچگاه افت نکرده است.

به گزارش "ورزش سه"، او در مصاحبه اخیر خود گفت:" هر بار می‌بینم که بارسا بازی داشته ، یا مسی گل زده یا پاس گل داده است. فکر نمی‌کنم او افت کرده باشد. باقی بازیکنان بارسا افت کرده اند. افت تیم از لحاظ دفاعی خیلی مشهود تر است."

بازی یکشنبه در برنابئو به لیپی ثابت کرد که هر دو ادعایش درست است، مسی فوق العاده است و دفاع بارسلونا افتضاح. با این حال شماره 10 کاتالانها توانست بار دیگر رئال مادرید را شکست دهد و شانسی دوباره برای کسب قهرمانی در لالیگا برای خود ایجاد کند. دیدار شب گذشته یکی از جذاب ترین بازی های چند فصل اخیر بود.

 در حقیقت بیشتر هواداران با این تصور پا به ورزشگاه گذاشتند که بارسا را دفن کنند. جلوگیری از شکست باعث می‌شد که تقریبا کار بارسا در رسیدن به قهرمانی تمام شده باشد و رئال یکه تاز برای بالا بردن لالیگا پیش برود. در حقیقت حتی مسی هم کنار رفته بود.

 او در 6 بازی اخیرش مقابل رئال گلزنی نکرده بود. شایعات و مصاحبه ها حاکی از آن بود که مسی دیگر آن مسی گذشته نیست، حتی با وجود اینکه هیچ بازیکنی به اندازه او در اروپا گلزنی نکرده است (47 گل در 46 بازی).

وقتی صحبت از بررسی استعداد مسی و رونالدو می‌شود، انگار که آنها به اندازه بازی آخرشان خوب بوده اند، بدین شکل که رونالدو پس از هت تریک مقابل بایرن در ذهن ها بود و مسی پس از تساوی بدون گل مقابل یوونتوس.

انریکه پیش از بازی گفته بود که زمان آن رسیده که شماره 10 تیمش بار دیگر بدرخشد.

رئال روی مسی تمرکز کرد و سعی داشت هرگونه نفوذ و تاثیرگذاری او را خنثی کند.  کاسمیرو پس از اینکه توسط پاهای مسی تحقیر شد، در دقیقه 13 از سوی داور با کارت زرد روبرو شد. مارسلو هم دقایقی بعد پس از برخوردی که با مسی داشت، باعث خونریزی دهان او شد.

مسی قصد انتقام گرفتن داشت ولی نه با درگیری بدنی بلکه با هنرش. او بدون اینکه ترسی داشته باشد، با سرعت به سمت تکل های حریفان می‌رفت. او 5 دریبل در نیمه اول انجام داد و دیگر بازیکنان داخل زمین در بهترین حالت 2 دریبل داشتند.

سی و سه دقیقه از بازی گذشته بود که جادوگر آرژانتینی پا به توپ شد. او از راکیتیچ پاس دریافت کرد، از مودریچ عبور کرد و سپس با یک حرکت زیبا، دنی کارواخال را پشت سر گذاشت و توپش را وارد دروازه ناواس کرد. مسی همچنین روی گل برتری بارسا هم موثر بود. 17 دقیقه به پایان مانده بود که کاپیتان بارسا در مسیر حرکتش برای گلزنی بود که جلویش را گرفتند ولی راکیتیچ، توپ را دریافت کرد و با یک ضربه دقیق کار رئال را دشوار کرد.

وقتی سرخیو راموس، به درستی به خاطر تکل خشنی که روی مسی انجام داد اخراج شد، به نظر بازی دست رئال افتاد. آنها 10 نفره حمله کردند و خامس رودریگز کار را به تساوی کشاند. با این حال، در حالی که تنها 13 ثانیه از وقت اضافه باقی مانده بود، سرخی روبرتو توپ را برداشت و شروع به دویدن کرد. دو بازیکن رئال در مسیر حرکتش قصد منحرف کردن او از مسیر و زمین خوردنش را داشتند ولی ناکام بودند. او توپ را به یوردی آلبا رساند و آلبا هم با یک کات بک زیبا، توپ را برای مسی ارسال کرد.

او پانصدمین گلش را در برنابئو به ثمر رساند، افتخاری عجیب در جایی بسیار جالب.آنهایی که فکر می‌کنند مسی افت کرده، شب گذشته با اثبات عکسش روبرو شدند. آنها اشتباه می‌کنند. شاید بارسا افت کرده و ولی مطمئنا مسی نه. به عنوان مربی سابق رئال مادرید، فابیو کاپلو پس از گل تساوی بخش مسی گفته بود:" او هنوز نابغه فوتبال است."

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

انریکه: مسی موقع شام خوردن هم سرنوشت ساز است

لوئیس انریکه، سرمربی بارسلونا، پس از پیروزی 3-2 تیمش مقابل رئال، عملکرد شاگردانش و به ویژه لیونل مسی را تحسین کرد.​​​​​​​

به گزارش "ورزش سه"، در این دیدار که در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو برگزار شد، دو تیم تا ثانیه های پایانی با تساوی 2-2 به کارشان ادامه می دادند که ضربه تماشایی مسی، سه امتیاز بازی را نصیب شاگردان انریکه کرد.

 او به خبرنگاران گفت:" این دیداری بین دو تیم فوق العاده بود که برای پیروزی تلاش کردند و هر کدام می توانستند به پیروزی برسند. ما می دانستیم که چنینی دیداری چقدر می توانست پرفشار و سریع باشد.

 اینکه توانستیم در دقیقه 92 به گل سوم برسیم، از نظر روحی برای ما بسیار خوب خواهد بود. این روز بسیار خوب برای کاتالان هاست. رئال نیاز نداشت که برای موقعیت سازی توپ را به مرکز زمین بیاورد. آنها مارسلو را دارند که بازیکن ویژه ای است و می تواند در هر دیدار خطرات زیادی ایجاد کند.

ما در تمام طول بازی خیلی خوب دفاع کردیم اما در دقایق پایانی کمی دچار اشتباه شدیم و بازی مساوی شد.

 ما به خاطر مسی پیروز شدیم. او حتی وقتی خانه اش مشغول خوردن شام است هم می تواند سرنوشت ساز باشد. من ویدئوهایی زیاد از فوتبالیست ها دیدم و می توانم بگویم که او بهترین بازیکن تاریخ است. لذت بخش است که او یک بارسایی است."

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

افخمی: کی گفته مدیران تلویزیون با سریال‌های جم مشکل دارند؟

بهروز افخمی روایت جالب و عجیبی از عوامل موثر بر فروش سینمای ایران دارد.

به گزارش تماشاگران‌امروز، بهروز افخمي و اولين گفت و گو پس از هفت. خيلي صريح و با كلي كلنجار. مي گويد خودش از هفت رفته و بعد درباره حرف های وزير مي گويد. نكنه جالب حرف هايش اما نظراتش درباره تلويزيون و آمارهايی است كه می دهد. 

بالاخره هفت را از شما گرفتند؟

من اگر می خواستم هفت را ادامه بدهم، ۵ سال دیگر هم می توانستم، ده سال دیگر هم می توانستم، با مسعود فراستی هم ادامه می‌دادم، همه مدیرهای تلویزیون هم راضی بودند و از برنامه خوششان می آمد و من هم با همه آنها دوست هستم و می دانستم که تحت چه فشاری هستند، منتهی آنها تسلیم نشدند من خودم می خواستم بروم فیلم بسازم.

شما که می گفتید مجری – تهیه کننده پروازی می شوم!

روز اولی که آقای پورمحمدی از من خواست هفت را بسازم به او گفتم سه ماهه گروه را تربیت می کنم و به شما تحویل می دهم. گفت قبول کن سه ماهه نمی شود، حداقل 6 ماه تا یک سال باید برای این کار وقت بگذاری. من هم واقعا فکر کردم و عقلم را به کار انداختم دیدم درست می گوید. اما در این یک سال و نیم این اتفاق افتاده بود. اتفاق های دیگری هم که من می خواستم رخ داده بود. من اصلا آمده بودم برنامه ای بسازم که باعث رونق سینمای کشور شود و به شوخی هم همان اول گفته بودم که این کار یک عملیات غیرممکن است و به سبک دون کیشوت و سانچو پانزا. من و مسعود فراستی می خواهیم کاری کنیم که ظاهرا غیرممکن است، دورانش گذشته است. اتفاقی که نباید افتاده و سینما نابود و ورشکسته شده، ما می خواهیم نجاتش بدهیم ولی این اتفاق افتاد و سینما رونق گرفت.

و شما خودتان را در این زمینه جز عوامل اصلی می دانید؟

بله جز عوامل اصلی که هستیم. سه چهار عامل بودند که باعث شدند سینما رونق بگیرد، یکی ساخته شدن سالن های پردیس های سینمایی شیک، برای کسانی که حاضر بودند پول بیشتری برای بلیت بدهند. دیگری هم بالا رفتن قیمت بلیت بود که در این دو سال در حدود 40 درصد افزایش داشته . عامل سوم هم تلویزیون جم بوده…

سوال بعدی ما هم این بود که به نظر شما وقتی مردم تلویزیون نمی بینند هفت چقدر در بالارفتن مخاطب سینما موثر است؟

این هم جز خیالات شماست که مردم تلویزیون نمی بینند. تلویزیون در بدترین دوره، یعنی بعد از سال 88 حدود 55 درصد تماشاگر داشته است. یعنی چیزی در حدود 20 درصد مخاطبانش را از دست داد. الان نصف این تماشاچی های از دست رفته را دوباره به دست آورده و طبق آخرین آمار چیزی در حدود 65 درصد مخاطب دارد. شاید الان سنجش افکار آمار جدید بدهد و بالاتر رفته باشد.

طبق نظرسنجی های صدا و سیما هفت چند درصد مخاطب داشته؟

آخرین نظرسنجی که به ما گفتند، 15 درصد بود که حدود 12 میلیون مخاطب می شود.

آقای نعمتی روابط عمومی صدا و سیما می گفت، ما می گوییم اگر کسی هفت ببیند، چند سریال جم هم ببیند و نود هم ببیند یعنی مخاطب صدا و سیما هم هست.

این کاملا درست است. چرا فکر می کنید این حرف درست نیست؟

بالاخره یک برنامه هایی مثل نود و پخش زنده فوتبال مردم انتخاب دیگری ندارند و از تلویزیون می بینند. جایی که انتخاب وجود دارد کسی تلویزیون را انتخاب نمی کند.

شما برخورد سیاسی ایدئولوژیک می کنید. برخورد پوزیتیو و عاقلانه ندارید. چیزی را که دوست دارید نتیجه می گیرید. کدام عقل سالمی اینطور نتیجه می گیرد که کسی که هفت می بیند مخاطب تلویزیون نیست جز این که دلش می خواهد بگوید دنیا اینطور است!

آقای ضرغامی سال 89 آمار داده بود که 67 درصد مردم ایران ماهواره استفاده می کنند.

بله. استفاده از ماهواره منافی استفاده از تلویزیون نیست.

ما تلویزیون انحصاری داریم و می گوییم هیچ تلویزیون دیگری غیر از رسانه ملی خودمان را نباید ببینیم.

نه. هیچ کس چنین چیزی نگفته. من فکر نمی کنم مدیرهای تلویزیون هم با اینکه مردم بعضی از برنامه های جم را ببینند مخالف باشند. خیلی از سریال های ملودرامی که ما نمی توانیم بسازیم جم می سازد. البته کیفیت سریال هایش اخیرا افت کرده است و خیلی سرهم بندی است اما قبلا خیلی سریال های آبرومندی مثل برگ ریزان پخش می شد که دقیقا چیزی است که ما نمی توانیم بسازیم ولی از نظر اخلاقی محتوایش خوب است. اینکه ما مجبور می شویم مطابق بعضی از مصلحت ها که ربطی هم به شرع ندارد زن را زیر سقف در مقابل محارم با روسری نشان بدهیم، باعث می شود سریال های خانوادگی و ملودرام معمول در تلویزیون ایران قابل ساختن نباشد. اگر هم ساخته شود بد است و به جز کمدی ها چیز دیگری درست درنمی آید ولی چه ایرادی دارد که اینها را جم بسازد؟

یک مصاحبه محمدعلی نجفی کرده بود درباره نقش شما در انتقاد و مخالفت با استفاده از پوستیژ برای بانوان .  آن موقع شما در رسانه ملی سمت داشتید.

او یک مشت دروغ گفته بود من هم نخواستم جوابش را بدهم. مثل این است که بخواهم جواب حرف هایی را بدهم که طالبی نژاد در یک مصاحبه طولانی از زبان ناصر تقوایی به خواست خودش کشیده بود. به من بارها گفتند این کتاب را بخوان و جواب ناصر تقوایی را بده، من گفتم برای چی؟ چه دلیلی دارد که من توضیح بدهم که مثلا کوچک جنگلی را چه کسی ساخته؟ مردم می روند یک سریالی را می بینند اگر دوست داشتند، دوست خواهند داشت اگر هم نه که هیچ! مگر مردم محضردارند که اصرار داشته باشند بدانند سند مالکیت کوچک جنگلی را باید به نام چه کسی زد. آقای طالبی نژاد نسبت به من بغضی دارد که براساس آن با ناصر تقوایی صحبت کرده و باعث شده او هم غصه دار شود و غر بزند. در مورد محمدعلی نجفی هم او فیلمسازی نیست که در حدی باشد که آدم بخواهد حرفش را جدی بگیرد.

وقتی ماجرای فیلم آقای عیاری پیش آمد گفتید فکر می کنید عیاری کار بزرگی کرده و بالاخره یک نفر باید این تابو را می شکسته. در ضمن در فیلم های خودتان هم این موضوع را رعایت کردید که کسی با محرمش یا در خانه تنها نماند که بخواهید با روسری فیلم بگیرید.

من از اول فیلمسازی ام از گرفتن چنین صحنه هایی فرار می کردم و در فیلم هایم خیلی کم است. مثلا در شوکران یک صحنه هست که نمی توانستم حذفش کنم. بالاخره من باید این دختر را تنها در خانه نشان می دادم که مثلا بر اثر شوکی که به او وارد شده بر اثر پیغامی که از تلفن شنیده، یادش رفته روسری اش را بردارد. به طور کلی می توانم بگویم از ساختن صحنه هایی که در آن زن تنها زیر سقف باشد یا مثلا زنی در مقابل محارمش روسری سرش باشد فرار می کنم. بعد هم این نیست که بخواهم از کیانوش عیاری حمایت یا دفاع کنم او حرف حساب زده و حرف حساب جواب ندارد و نیاز به حمایت هم ندارد. معلوم است که هر تماشاچی زنی را با حجاب، تنها زیر سقف یا در مقابل محارمش ببیند که حجاب دارد این می تواند موجب توهین به اسلام باشد. یعنی مثلا در نزد بعضی مردم مثلا در افریقا یا آمریکای جنوبی که هیچ شناختی از اسلام ندارند، این تصور را به وجود بیاورد که زنان در اسلام اسیر هستند و مثلا باید در اتاق هم روسری داشته باشد. هر کس بخواهد با این حرف جدل کند، در واقع با سخن حق جدل کرده و حرف احمقانه ای می زند. فقط دو راه هست برای راه حل این مساله.

یکی اجتهاد موسع است که بگوییم بنا به حکم حکومتی زنان باید حجاب خودشان را در خیابان حفظ کنند و چون زن ها در فیلم ها بی حجاب دیده شوند، ممکن است باعث شود برخی بگویند به استناد آن فیلم ما می خواهیم حجابمان را برداریم. یعنی ممکن است تاثیرش اینطور باشد که حکم حکومتی را سست کند. بنابراین فیلمسازان ایرانی هیچ صحنه ای در خانه و در موقعیتی که محارم هستند، نباید بگیرند چون ممکن است باعث وهن اسلام شود. راه حل دوم هم این است که مثلا بشود با زنان اهل کتاب غیرمسلمان یا با موی تراشیده و پوستیژ خلاف شرع نیست و کافی است که اول فیلم نوشته شود که در فیلمبرداری این فیلم جهاد شرعی رعایت شده است. خارج از این دو راه نداریم. کسی نمی تواند بگوید ما زن را زیر سقف با حجاب نشان می دهیم برای اینکه داستان اقتضا می کند و این کار را آنقدر ادامه می دهیم تا جا بیفتد. چیزی که من دیدم در یکی از برنامه های تلویزیونی می گفتند و اصرار داشتند که فیلمساز جوان یاد بگیرد که این یک قرارداد است که اگر ادامه پیدا کند جا می افتد. حرف احمقانه است. حرف کیانوش عیاری عاقلانه است و نیازی به تایید من ندارد. یک اصل در اجتهاد داریم که می گوید هر چی عقل می گوید، شرع هم بر همان حکم می کند و برعکس.

این نظر دهه 60 شما هم بوده یا مثل مخملباف استحاله شده اید؟

نظر من همیشه همین بوده است. من 20 سال پیش، قبل از نمایندگی مجلس در یک جلسه سخنرانی در جریان جشنواره فجر، حدود سال 77 یا 78 این را گفتم. حرف من این بود که چند راه وجود دارد. استفاده از زن های اهل کتاب، استفاده از پوستیژ، حتی بازی کردن زن متهتک یعنی زنی که خودش حجاب ندارد، نگاه کردن به این زن اشکال شرعی ندارد، فیلمبرداری کردن یا عکاسی کردن هم اشکال ندارد و تماشاکردن آن فیلم یا عکس هم اشکال ندارد. تمام این راهها را من آن زمان هم گفتم. البته بعدا به من گفتند که دیگر این حرف ها را نزن و من هم گفتم چشم!

درباره عکس دیدار نوروزی تان توضیح می دهید؟

من که در جریان جزئیات امور نیستم. این ماجرایی بود که مرجان از اول شروع کرده و تا آخر هم ادامه داده. ممکن است دروغ سیزده همان جمله ای باشد که نوشته می تواند کپشن زیر عکس دروغ باشد. اینجا یک پارادوکس پیش می آید.

آقای فراستی از انتشار عکس ناراحت شده بود؟

همانجا عکس گرفته شد. یکی از رفقای فراستی هم گرفت. به خود فراستی نشان داد گفت این را بگذارم اینستاگرام؟ فراستی هم گفت ایرادی ندارد. من بعدا فهمیدم عکس فراستی و همسرش ماهها قبل در فارس نیوز منتشر شده بود.

الان به همسرتان نمی گویید بیخیال این فضای مجازی؟

تازه خودم هم از زمانی که اینستاگرام آپشن منع کردن کامنت گذاشته می خواهم اینستاگرام باز کنم. برای اینکه من دوست ندارم کامنت های دیگران را بشنوم.

علاقه ای ندارید یا می دانید کامنت های مثبتی دریافت نمی کنید؟

اصلا در کلاس من نیستند!

فکر می کنم جان فورد هم از شما انتقادی داشته باشد می گویید در حد شما نیست

جان فورد خودش هم همینطوری بود.

آخرین تصمیم برای مجری هفت چه بود؟

من مجری های مد نظر خودم را پیشنهاد کردم. از خود یوسف منصوری هنوز نشنیدم ولی کسی به من گفت که با فرزاد حسنی هم دارند صحبت می کنند.

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

پیکه: راموس از کارش پشیمان خواهد شد

بارسلونا دیشب در یک بازی به یاد ماندنی موفق شد رئال را در برنابئو 2-3 مغلوب کرده و به صدر لالیگا برسد.

به گزارش "ورزش سه"، رئال از دقیقه 75 با اخراج راموس ده نفره به کار ادامه داد. راموس هنگام بیرون رفتن از زمین با پیکه یک تنش لفظی مختصر نیز پیدا کرد.

 
 

پیکه در پایان بازی گفت:« وقتی راموس به خانه رسیده و آرام تر شود، از کاری که انجام داده پشیمان خواهد شد. او با تکل دو پا روی مسی باید اخراج می شد و تصمیم داور کاملا درست بود. اینجا رئال عادت به داوری های منفعلانه دارد ولی امشب اینگونه نبود.»

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

تدوین جدید مستند جولین آسانژ

فیلم مستندی که تا به حال یک بار در فستیوال کن به نمایش درآمده و چند بار تغییر کرده است، بعد از اعلانیه جدید آمریکا دوباره به اتاق تدوین بازگشت و پخش رسانه ای آن به تعویق افتاد.

به گزارش بانی فیلم، فیلم مستندی که تا به حال یک بار در فستیوال کن به نمایش درآمده و چند بار تغییر کرده است، بعد از اعلانیه جدید آمریکا دوباره به اتاق تدوین بازگشت و پخش رسانه ای آن به تعویق افتاد.

به نقل از ایندی وایر، لارا پویترس نمایش های رسانه ای روزهای دوشنبه و سه شنبه فیلم مستندش در مورد جولین آسانژ که مدت هاست انتظار از راه رسیدنش می رود را کنسل کرد. این اتفاق بعد از این افتاد که جف سِشِنز دادستان کل ایالات متحده روز پنج شنبه اعلام کرد که وزارت دادگستری آمریکا به دستگیری آسانژ به عنوان یک «اولویت» نگاه می کند.
 

پویتراس حالا می خواهد طی آخر هفته ای که از راه می رسد فیلم مستند خود را آپدیت کند و اتفاق های جدید را در آن لحاظ کند و بعد از آن، پروژه را به موقع برای نمایش ویژه چهارشنبه شب برای رسانه ها در نیویورک آماده کند.

اوایل همین هفته، کمپانی توزیع نئون متعلق به تیم لیگ و تام کوین اعلام کرد که می خواهد فیلم «ریسک» که همین تابستان از شبکه شوتایم روی آنتن می رود را روز پنجم ماه مه در سینماها روی پرده ببرد. این فیلم همچنین به عنوان انتخاب «ویژه شب اختتامیه» رخداد «هنر واقعی» در جامعه فیلم مرکز لینکلن که هر سال برگزار می‌شود و فیلم های مستند متمایز را پخش می کند، روز دوم ماه مه به نمایش دربیاید.

آسانژ که پدر ویکی لیکس است، مدت شش سال شده که در سفارت لندن در اکوادور زندگی می‌کند چون بعد از اینکه در سوئد به او اتهام تجاوز به یک زن وارد شد، او درخواست پناهندگی کرد. صحبت های پنج شنبه آقای سشنز که اعلام کرد مسئولان آمریکایی آماده هستند به آسانژ اتهام وارد کنند و او را دستگیر کنند، نمایانگر معکوس شدن سیاست‌های دادستان کل قبلی ایالات متحده یعنی اریک هولدر بود که وزارت دادگستری اش می گفت اتهام وارد کردن به آسانژ کاری سخت خواهد بود چون ویکی لیکس تنها سازمانی نیست که مدارک به سرقت رفته را چاپ می کند.

سشنز روز پنج شنبه در یک کنفرانس خبری گفت: «ما افرادی حرفه ای را داریم که سال‌های بسیاری است که در تجارت امنیت در ایالات متحده کار می کنند و تعداد نشت اطلاعات که بعضی‌های شان هم بسیار جدی هستند آن ها را شوکه می کند. بنابراین بله، این کار یک اولویت است. ما از همین حالا آغاز به جدی تر کردن فعالیت‌های مان کرده ایم و هر وقت که بتوان پرونده ای تشکیل داد، دنبال این خواهیم بود که تعدادی آدم را در زندان بیندازیم.»

بری پولاک، وکیل آسانژ در بیانیه‌ای به سی‌ان‌ان گفت: «ما هیچ ارتباطی با وزارت دادگستری نداشته ایم و آن‌ها تاکنون اعلام نکرده‌اند که اتهامی به آقای آسانژ وارد کرده باشند. آن ها تا اینجا علاقه‌مند به داشتن هیچ گونه مکالمه‌ای نبوده اند، حتی با وجود درخواست های مکرر ما که آن ها به ما بگویند دقیقا وضعیت آقای آسانژ در هرگونه تحقیق و بررسی احتمالی چطور است.»

فیلم مستند «ریسک» که طی یک بازه شش ساله فیلمبرداری شده، تا به حال بیش از یک بار تدوین شده است. این فیلم به عنوان بخشی از قسمت دو هفته کارگردانان فستیوال بین المللی فیلم کن در سال ۲۰۱۶ به نمایش درآمد اما بعد از آن پویترس دوباره به اتاق تدوین بازگشت. فیلم «ریسک» در همکاری با کمپانی‌های فیلد آف ویژن و فرست لوک میدیا ساخته شده است.
 

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

Page 1 of 2,7131234567...2030405060...Last »