مالاریا مدافع جدید رقیب پرسپولیس را از پا درآورد/ الاهلی قرارداد آبو بوانا را فسخ کرد!

باشگاه الاهلی عربستان به خاطر مبتلا شدن مدافع جدید نیجریه‌ای به مالاریا قراردادش را فسخ کرد.

به گزارش فارس، به نقل از روزنامه الریاضیه عربستان، باشگاه الاهلی تصمیم گرفت تا قرارداد آبوبوانا، مدافع تیم ملی نیجریه را فسخ کرد تا به جای یک مدافع عربی جایگزین کند.

این تصمیم الاهلی به این خاطر بود که آبو بوانا به محض اینکه به جده رسید به بیماری مالاریا مبتلا شد و در هیچ یک از تمرینات تیمش حاضر نشد در نتیجه الاهلی قراردادش را فسخ کرد.

الاهلی رقیب پرسپولیس در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا است. این مدافع نیجریه ای یکی از بازیکنان جدید این تیم بود که در نهایت به فسخ قرارداد منجر شد.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

با حکم AFC؛ عراق رسما یک و نیم سهمیه در لیگ قهرمانان آسیا گرفت

فدراسیون فوتبال عراق رسما اعلام کرد که باشگاه‌های این کشور در فصل پیش رو لیگ قهرمانان آسیا یک نماینده و نصف را خواهند داشت.

به گزارش فارس، به نقل از روزنامه «فوتبول» عراق، فدراسیون فوتبال عراق رسما نامه‌ای را از کنفدراسیون فوتبال آسیا دریافت کرد که عراق در فصل پیش رو یک و نیم سهمیه برای لیگ قهرمانان آسیا دریافت کرده است.

فالح موسی، عضو فدراسیون عراق گفت: فدراسیون عراق حکمی را از AFC دریافت کرد که باشگاه‌های عراق جواز حضور در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا دریافت کرده است و در فصل پیش رو عراق یک و نیم سهمیه در لیگ قهرمانان دارد. نیرو هوایی به صورت مستقیم در مرحله گروهی شرکت خواهد کرد و النفط نیز در پلی آف حضور خواهد یافت.

عراق در سال گذشته تمام سعی خود را کرد تا رضایت فیفا و AFC را جلب کند و ورزشگاه‌های خود را استاندارد و بازسازی کرد و در نهایت موفق شد تا تعلیق را از ورزشگاه‌های خود بردارد.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

برجسته‌ترین چپ دست‌های دنیای ورزش/ از محمد علی تا مارادونا

تعدادی از فوتبالیست‌ها و ورزشکاران بزرگ تاریخ با موفقیت‌های خود، نظریه هوش و استعداد بالای چپ دست‌ها را قوت بخشیده‌اند که در این بین نام پله و مارادونا، دوتن از بهترین فوتبالیست‌های جهان و لبرون جیمز، ستاره NBA به چشم می‌خورد.

به گزارش ایسنا، روز ۲۲ مرداد، به عنوان روز جهانی چپ‌دست‌ها نام‌گذاری شده است. تنها ۱۰ درصد از مردم جهان را چپ‌دست‌ها تشکیل می‌دهند. به باور برخی از محققان، چپ‌دست‌ها از استعداد و هوش بیشتری نسبت به راست‌دست‌ها برخوردار هستند و در زمینه‌های مختلفی موفق‌ترند.

در دنیای ورزش نیز حضور ستاره‌های چپ دست به این نظریه قوت بخشیده است. البته به طور کلی در ورزش‌های راکتی، چپ‌دست‌ها به دلیل تمایز در شکل و شمایل بازی، می‌توانند رقبای راست دست خود را شکست بدهند.

در دنیای فوتبال، بازیکنان بزرگی چپ‌دست هستند که موفقیت آنها در حرفه خود موجب شده نظریه هوش و استعداد بالای چپ‌دست‌ها قوت بگیرد:

پله، دیگو مارادونا، یوهان کرویف، روماریو، هوگو سانچز، سر بابی چارلتون، جیمی گریوس، رود گولیت، ماریو کمپس، هرنان مدفورد، میشل پلاتینی، تونی پولستر، فرانک پوشکاش، برایان رابسون، یان راش، مارکو فان باستن، یانس فن بروکلین، پییر فن هایدونک، تری ونبلز، فرانک ریبری، آرین روبن، پیتر چک، ریو فردیناند، مسعود اوزیل، سسک فابرگاس، آنخل دی‌ماریا و مارکو رویس.

در دنیای تنیس نیز رافائل نادال و الکس بوگدانوویچ جزو ورزشکاران موفق و چپ‌دست محسوب می‌شود. در رشته پینگ‌پنگ هم نوشاد عالمیان، ورزشکار مطرح ایرانی جزو چپ‌دست‌های موفق است.

در دنیای بسکتبال، لبرون جیمز و جیمز هاردن که ستاره‌های حال حاضر NBA محسوب می‌شوند، به عنوان چپ‌دست‌های برجسته و شناخته شده نسل امروز هستند.

در دنیای بوکس، محمد علی بوکسور مسلمان و پر آوازه آمریکایی از موفق‌ترین چپ‌دست‌ها بود. مانی پاکیائو، بوکسور فیلیپینی هم به دلیل چپ‌دست بودن از نظر مبارزه در شرایط متفاوتی نسبت به راست‌دست‌ها قرار دارد و این موضوع به یک مزیت تبدیل شده است. همچنین جو فریزر، بوکسور آمریکایی نیز چپ‌دست است.

علاوه بر نام‌هایی که گفته شد، ورزشکاران بزرگ دیگری هم در دنیای هاکی، بیسبال، بسکتبال، تنیس، فوتبال آمریکایی و … چپ‌دست هستند که شاید کمتر نام‌شان به گوش آشنا باشد. در دنیای هنر، سیاست و علم هم نام‌های بزرگی از جمله لئوناردو داوینچی، پیکاسو، چارلی چاپلین، ارسطو، مهاتما گاندی، میکل آنژ، آلبرت انیشتین، نیچه، بتهوون، ماری کوری، نیکول کیدمن، آنجلینا جولی، ناپلئون بناپارت، شکسپیر، اسحاق نیوتن، استیو مک‌کویین،  و بیل گیتس به عنوان چپ‌دست‌های موفق به چشم می‌خورد.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

مذاکره پرسپولیسی برای تغییر اسپانسر / ترابرد روی اپراتور رقیب!

پرسپولیسی‌ها احتمالا سامانه‌ای که هواداران به آن پیامک می‌زنند را تغییر خواهند داد.

به گزارش خبرآنلاین؛ چند روز پیش و انتشار یک عکس از جلسه ای در باشگاه پرسپولیس.عکس حالتی کاملا عادی داشت اما نگاه تیزبین خبرنگاران به گوشه ای از عکس یک راز را بر ملا کرد.رازی که خبر از مذاکره پرسپولیسی ها با یک اپراتور تلفن همراه را می دهد.احتمالا وقتی سرخپوشان داشتند عکس یادگاری می گرفتند فراموش کرده بودند تخته وایت برد را پاک کنند.چه اگر این طور نبود کسی متوجه نمی شد که نخستین بحث یکی از جلسه های هفته قبل آنها پایان همکاری با اپراتوری است که این روزها تبلیغش روی پیراهن سرخپوشان درج می شود.

البته آنچه که باعث می شود تا این شایعات رنگ واقعیت به خودش بگیرد این است که با وجود درج مجدد اپراتور سابق روی پیراهن پرسپولیسی ها هنوز هیچ قراردادی به طور رسمی ثبت نشده است و فعلا همه چیز به صورت قول و قرارهای شفاهی آن هم فقط برای بازی با نفت توافق شده است!

بر اساس اخبار رسیده مسئولان باشگاه پرسپولیس مذاکراتی به صورت موازی با مدیران شرکت اپراتور رقیب انجام داده اند و در صورتی که توافق نهایی با اپراتور فعلی به دست نیاید این اپراتور جایگزین آن  شود.این تصمیم طاهری البته مخالفانی هم درون باشگاه داشته چراکه منتقدان اعتقاد دارند جا انداختن یک سامانه پیامنکی جدید به جای سامانه قبلی زمان بر است و قطعا درآمدهای پرسپولیس کاهش چشمگیری خواهد داشت.خیلی ها هم می گویند این کار برای این است که اپراتور سابق را تحت شرایط رقابت قراربدهند تا پرداختی ها و بندهایی که قرار است در قرارداد گنجانده شود بیشتر به نفع پرسپولیس باشد.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

حجت الاسلام قرائتی: قرآن کریم پاسخگوی تمام نیازهای انسانی است/ تجوید و قرائت باید با تدبر همراه باشد

حجت الاسلام قرائتی معجزه جاویدان خداوند را پاسخگوی تمام نیازهای بشری خواند و گفت: تجوید و قرائت باید همراه با تدبر در مفاهیم باشد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا،حجت‌الاسلام  محسن قرائتی، مفسّر قرآن کریم در مراسم اختتامیه مرحله استانی چهلمین دوره مسابقات قرآن اداره کل اوقاف خراسان رضوی که در جوار حرم رضوی برگزار شد با اشاره به سوره «والعصر» و با بیان اینکه زمان با ارزش است و نباید آن را از دست داد، گفت: در تابستان 12 میلیون دانش‌آموز ، 5 میلیون دانشجو و 1 میلیون فرهنگی بیکار هستند، تعطیلات تابستان به اتمام می‌رسد امّا از این پتانسیل‌ها استفاده‌ای نمی‌شود.
وی افزود: زمانی که امام خمینی(ره) از ترکیه به عراق آمدند، برای دیدن ایشان به کاظمین عزیمت کردیم، امام پرده را کنار زد تا نور به داخل اتاق بیاید، اما مأموران مانع این کار شدند و امام(ره) تنها با یک نور چراغ در آنجا زندگی کرد و با همان نور اندک کتاب نوشت، لذا اگر مهارتی در ما وجود داشته باشد دیگر منتظر دولت نخواهیم ماند تا ما را به کاری مشغول کند.
حجت‌الاسلام قرائتی با بیان اینکه همه انسان‌ها نیاز به توصیه دارند، تشریح کرد: اوقاف تا به حال در زمینه قرآنی عملکرد خوبی از خود نشان داده است امّا باید در زمینه تدبر در قرآن کریم نیز موفق عمل کند که این نیاز با برگزاری جلسات تفسیر برطرف می‌شود.
این مفسر قرآن کریم با بیان اینکه تجوید و قرائت باید همراه با تدبر در مفاهیم باشد، عنوان کرد: ما باید در همه امور، قرآن را در نظر بگیریم و هرچه که ضد قرآن بود به دیوار بکوبیم، لذا جرقه زدن مهم نیست بلکه باید با استفاده از پتانسیل‌های اوقاف، تبلیغات اسلامی، روحانیت و … یک جریان درست کنیم.
وی با بیان اینکه تمام سوال‌ها را باید با قرآن پاسخ دهیم و با این کتاب الهی باید نفس بکشیم، ابراز کرد: این سوال به ذهن همه خطور می‌کند که چگونه می‌شود کودکی سه ساله به امامت برسد؟
این مفسر قرآن کریم در پاسخ به سوال خود اینطور بیان کرد: ابزار فلش، ساخته دست بشر است و با وجود کوچکی‌، می‌تواند در خود علم بسیاری را جای دهد و آن را به فلز دیگری انتقال دهد، پس خداوند که عقل انسان را آفریده نمی‌تواند به کودک سه ساله علم بیاموزد؟

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

این است علی دایی؛ بدون ژست و ادا

خبرآنلاین نوشت: حواسش نبود، یعنی این طور نبود که یک دوربین را بکارد، حتی در آخر فیلم وقتی می‌خواست عکس یادگاری بگیرند هم نمی‌دانست که یک گوشی، دوربینش را به سوی نشانه گرفته تا آن جمله شاهکار ثبت شود؛ فقط دست پدر و مادر، فهمیدی!

وقتی پسرک را بوسید، وقتی انگشت دستش را به سوی او گرفت، خشمی واقعی را می‌شد در رفتار و جملاتش حس کرد، درست مثل اینکه گلی خورده است و باخته. همه هم ‌می‌دانند که او از باختن متنفر است.

علی دایی اصل جنس است؛ معترض، شاکی، یاغی زیاد داشتیم اما او نه اعتراضش، نه حمایتش ژست نیست، تیپ نیست، او آدمی است با اصول خودش. نه اینکه همه این اصول درست باشد یا آنکه همه موضع‌گیری‌هایش عین صواب اما همه در یک چارچوب کلی تعریف می‌شود، خارج نمی‌زند. برای همین است که هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید اداست، ریاست.

علی دایی با همین پرنسیب‌های اخلاقی است که تبدیل به همان آدمی شده که شاید بتوان از او در لحظه‌ها دلگیر شد اما در یک بازه طولانی همیشه همان آدمی است که می‌توان دوستش داشت. باید دوستش داشت. مگر چند نفر مثل او داریم؟

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

رئال مادرید فاتح ال‌کلاسیکو در سوپرجام‌ها

رئال مادرید بیشترین قهرمانی‌هایش در سوپرجام اسپانیا را برابر بارسلونا به دست آورده است.

به گزارش ایسنا و به نقل از آس، رئال مادرید قهرمان لالیگا و بارسلونا قهرمان کوپا دل‌ری در دو بازی رفت و برگشت سوپرجام اسپانیا را برگزار می‌کنند؛ دیدار رفت بامداد دوشنبه در نوکمپ برگزار می‌شود.

در تقابل‌های دو تیم در این بازی‌ها مادرید توانست پنج بار جام قهرمانی را بالای سر ببرد. سفیدپوشان فرصت دارند که دومین جام خود از شش‌گانه را به دست آورند. آن‌ها نخستین جام فصل را با شکست منچستریونایتد در سوپرجام اروپا بالای سر بردند.

سفیدپوشان کار آسانی برای فتح دومین جام این فصل نخواهند داشت چون باید برابر رقیب دیرینه‌شان قرار بگیرند. دیدار بامداد دوشنبه هفتمین تقابل دو تیم بارسلونا و مادرید (رفت و برگشت) در سوپرجام‌ها است.

بارسلونا تنها توانست در یک دوره (بازی رفت و برگشت) مادرید را از پیش رو بردارد. در آن بازی خاطره‌انگیز (۲۰۱۱) ژوزه مورینیو انگشتانش را در چشم‌های تیتو ویلانووا فرو کرد. در دیگر بازی‌ها (۲۰۱۲، ۱۹۹۷، ۱۹۹۳، ۱۹۹۵ و ۱۹۹۸) سفیدپوشان توانستند بارسا را شکست دهند و فاتح این بازی‌ها شوند.

آبی‌اناری‌ها قربانی اصلی مادرید در این بازی‌ها هستند چون بیش از نیمی از جام‌های مادرید برابر تیم کاتالانی به دست آمد. در ویترین سانتیاگو برنابئو ۹ جام قهرمانی دیده می‌شود. دیگر جام‌ها برابر رئال ساراگوسا (۲۰۰۱)، مایورکا (۲۰۰۳) و والنسیا (۲۰۰۸) به دست آمد. در سال ۱۹۸۹ نیز به صورت مستقیم، این جام به خاطر قهرمانی در لالیگا و کوپادل‌ری به مادرید رسید.

اگر سفیدپوشان بتوانند قهرمان این دوره شوند به دهمین عنوان دست می‌یابند و می‌توانند فاصله‌شان را با بارسلونا کمتر کنند. آبی‌اناری‌ها ۱۲ بار قهرمان این رقابت‌ها شده‌اند.
 

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

سرگذشت تلخ و شیرین یکی از مردان آهنین

روزگاری یکی از قوی‌ترین مردان ایران بود؛ پهلوانی که رکورد حمل چمدان‌های آهنی و «اسکات» در دنیا هنوز هم به نام اوست و تاکنون کسی نتوانسته جابه جایش کند. برنامه تلویزیونی مردان آهنین که چند سال متوالی در ایام نوروز از آنتن شبکه سه پخش می‌شد، فرصتی بود تا میلیون‌ها نفر چشم به بازوهای پرقدرت او بدوزند و رقابت تنگاتنگش را با رقبا تماشا کنند.

ایران در ادامه نوشت: ۱۱ سال پیاپی در مسابقات قوی‌ترین مردان ایران حاضر شد و بارها بر سکوی قهرمانی ایستاد؛ سال‌هایی که خرم آبادی‌ها خاک پای اسطوره شهرشان را به چشم می‌کشیدند و برایش از ته دل آرزوی موفقیت می‌کردند.

«حامد امیری» آرزوهای بزرگی داشت و می‌خواست قدرت واقعی‌اش را در فراسوی مرزها به رخ جهانیان بکشد و روی سکوهای جهانی بایستد اما خبر نداشت که تقدیرش چیز دیگری است و نقش قالی زندگی‌اش طور دیگری بافته شده است. سرنوشت او را در مسیری قرار داد تا امروز به‌عنوان قهرمان زندگی شناخته شود. قهرمانی که اگرچه سال هاست نمی‌تواند روی پاهای خودش بایستد، اما تسلیم نشده و قصد ندارد دست‌ها را بالا ببرد. هرکول  دیروز مردان آهنین، امروز، قهرمان معلولان جهان است. قهرمانی از جنس مدال‌های خوشرنگ آسیایی و جهانی و پارالمپیک.

هنوز هم خاطره تلخ آذرماه سال ۹۱ را که او را برای باقی زندگی ویلچرنشین کرد، به یاد دارد و هر روز با این امید که رویداد آن روز تلخ تنها یک کابوس بوده است، از خواب بر می‌خیزد. او که حالا در ۳۵ سالگی، تنها با پدر و مادرش زندگی می‌کند، الگوی زندگی بسیاری از معلولانی است که می‌خواهند محدودیت‌ها را کنار بزنند. او از روزهایی گفت که بر وزنه‌های آهنین غلبه می‌کرد و رؤیای زندگی‌اش رقابت با مردان آهنین جهان بود.

مردی از جنس آهن

وقتی می‌خواهد از کودکی‌اش بگوید، روزهایی را به یاد می‌آورد که برای رسیدن به قهرمانی وارد عرصه چند رشته ورزشی مختلف شد. او نقش دایی خود را در این عرصه مهم عنوان می‌کند و می‌گوید: دایی‌ام اهل ورزش بود و زمانی که مرا به استادیوم ورزشی تختی خرم آباد می‌برد جثه‌ام بقدری کوچک بود که روی شانه‌های او می‌نشستم. سراغ ورزش وزنه‌برداری رفتم و بعد از ۹ ماه تمرین در رقابت‌های وزنه‌برداری قهرمانی نونهالان ایران در دامغان به مقام قهرمانی رسیدم. این نخستین مدالی بود که در شروع دوران ورزشی‌ام به دست آوردم و برایم بسیار با ارزش است. مدتی بعد احساس کردم علاقه‌ای به وزنه‌برداری ندارم و سراغ ورزش دوومیدانی و پرتاب دیسک رفتم. نوجوان بودم که با شناسنامه یکی از کارگران کارخانه در رقابت‌های قهرمانی کارگران کشور شرکت کردم و در پرتاب دیسک، قهرمان و در پرتاب وزنه نایب قهرمان شدم و رکورد جدیدی به جا گذاشتم. علاقه‌ام به پرتاب دیسک هر روز بیشتر می‌شد و سال بعد در رقابت‌های دو و میدانی جوانان کشور در پرتاب دیسک مقام نخست را کسب کردم. چندسالی دو و میدانی را ادامه دادم تا اینکه وارد ورزش کشتی شدم. چند سالی هم کشتی می‌گرفتم، اما با دیدن نخستین دوره رقابت‌های قوی‌ترین مردان ایران به ورزش قدرتی و پاورلیفتینگ علاقه پیدا کردم و وارد این رشته ورزشی شدم.

او ادامه می‌دهد: نخستین دوره رقابت‌های قوی‌ترین مردان ایران در نساجی بروجرد برگزار شد و من با وجود سن کم و مخالفت اطرافیان، سراغ این ورزش قدرتی رفتم. وسایل و لوازم مورد نیاز برای تمرین را به شکل عجیبی تهیه می‌کردم. می‌نشستم و آیتم‌ها ی مسابقات را به دقت تماشا می‌کردم و بعد همان تمرینات را انجام می‌دادم. به یکی از معادن رفتم و آنها یک لاستیک بزرگ که قابل استفاده نبود به من دادند. کنده درخت را خودم تهیه کردم و داخل چمدان‌های فلزی قدیمی مقداری آهن ریختم تا سنگین شوند. با این وسایل هر روز تمرین می‌کردم و خودم را در شرایط مسابقه قرار می‌دادم. هر سال با دیدن آیتم‌های جدید مسابقه آنها را به تمرینات اضافه می‌کردم. سه سال تمرین کردم تا اینکه سال ۸۵ در رقابت‌های انتخاب مردان آهنین که در تهران بود شرکت کردم. در رقابت‌های انتخابی نتوانستم حد نصاب لازم را کسب کنم. ناامید نشدم و روزی ۵ ساعت تمرین می‌کردم. سال ۸۶ در رقابت‌های مردان آهنین موفق شدم با اختلاف ۴ امتیاز نایب قهرمان شوم.

امیری اضافه می‌کند: در آن سال به‌عنوان پدیده مسابقات معرفی شدم. سال بعد در نخستین دوره مسابقات مردان آهنین که از تلویزیون پخش می‌شد به مقام پنجم رسیدم و کاپ مرد اخلاق مسابقات به من اهدا شد. ۸ سال به شکل مستمر در رقابت‌های مردان آهنین حضور داشتم و دو رکورد جهانی در اسکات تعادلی و حمل چمدان ثبت کردم و تا به امروز کسی هنوز نتوانسته است این رکوردها را جابه‌جا کند. همیشه جزو نفرات نخست بودم، تا اینکه در سال ۹۰ برای حضور در رقابت‌های قوی‌ترین مردان جهان در فنلاند دعوت شدم.

کابوس تلخ زندگی

هنوز هم نمی‌تواند باور کند پاهایش او را همراهی نمی‌کند؛روزی که یک تصادف دلخراش مسیر زندگی‌اش را تغییر داد و معلولش کرد. روزی که بازوهای قدرتمند و بدن تنومندش نیز نتوانست جلوی تقدیر را بگیرد.

حامد همه آن لحظات تلخ را به قول سینمایی‌ها، فریم به فریم، به یاد دارد: ۴ روز به زمان پرواز باقی مانده بود. خودم را برای مسابقات فنلاند آماده می‌کردم. من تنها ایرانی بودم که به این رقابت‌ها دعوت شده بود و باید با قدرت حاضر می‌شدم. برای تمرین هر روز مسیر ۹۰کیلومتری خرم آباد به بروجرد را طی می‌کردم و در آنجا تمرین می‌کردم. شرایط تمرین در آنجا بهتر بود. آذرماه سال ۹۰ وقتی از تمرین بازمی گشتم در جاده باریک به طرف خرم آباد درحال رانندگی بودم که ناگهان خودرو پیکانی که سبقت غیرمجاز گرفته بود، از روبه‌رو به من نزدیک شد و محبور شدم ماشین را به حاشیه خاکی جاده هدایت کنم. ماشین چپ کرد و ۸ بار معلق زد. در آن لحظات فقط اسم ائمه اطهار را صدا می‌زدم. ماشین بعد از اینکه چند متر روی زمین کشیده شد از حرکت ایستاد. عجیب اینکه هیچ کسی به کمک نمی‌آمد و خودروهای عبوری حاضر نمی‌شدند نگه دارند و مددی برسانند. بعد از ۱۰ دقیقه متوجه شدم پاهایم دیگر هیچ حسی ندارند. به هرسختی و فلاکتی که بود گوشی موبایلم را پیدا کردم و با خانواده تماس گرفتم. توان حرف زدن نداشتم اما به هر جان کندنی بود، به آنها گفتم در جاده تصادف کرده‌ام ولی نمی‌دانم دقیقاً کجا و در کدام منطقه هستم. بعد از آن با اورژانس تماس گرفتم و درخواست کمک کردم. ساعتی بعد آمبولانس اورژانس و خانواده‌ام بالای سرم بودند و مرا به بیمارستان عشایر خرم آباد منتقل کردند.

او می‌گوید: با توجه به وضعیتی که داشتم مرا به اتاق عمل بردند و عمل جراحی شدم. تا ۹ ماه بعد از این حادثه نمی‌دانستم چه بلایی سر من آمده است. پزشکان و اطرافیان وعده می‌دادند که بزودی خوب می‌شوی و ماه بعد می‌توانی راه بروی. ماه‌ها بدون هیچ حرکتی روی تخت بیمارستان بودم و وزنم از ۱۷۴ کیلوگرم به ۷۱ کیلوگرم کاهش پیدا کرد. در این مدت بیش از ۱۰۰ کیلو وزن کم کردم و هر روز نحیف‌تر می‌شدم. با همان تخت بیمارستان مرا به خانه منتقل کردند و دکتر برای آرام کردن درد متادون تجویز کرده بود. ۲ سال با زجر و سختی زندگی کردم. روزهایی که هر لحظه آن با درد همراه بود. چهارفصل سال برایم تنها همان چیزی بود که از پشت پنجره می‌دیدم. مادرم همیشه غمخوار و مراقب من بود. مقابل در اتاق من می‌خوابید تا در صورت نیاز به من کمک کند. همه اینها در حالی بود که هنوز نمی‌دانستم چه اتفاقی برای پاهایم افتاده است.

امیری اضافه می‌کند: یکی از شب‌ها از شدت درد پتو را در دهانم ساعت ها فشار دادم و نمی‌خواستم مادرم را از خواب بیدار کنم، تنها چیزی که دردم را کمی کاهش می‌داد متادون بود. ساعت ها درد را تحمل کردم و نزدیک صبح از حال رفتم. آرزو داشتم تختم را کنار پنجره قرار بدهم تا بتوانم بیرون از خانه را ببینم. تنها چیزی که به من آرامش می‌داد، خواندن قرآن بود. با خدا راز و نیاز می‌کردم و می‌گفتم هرچه برایم مقدر کرده است می‌پذیرم. به خدا می‌گفتم اگر صلاح من این است که برای همیشه روی تخت باشم، نمی‌خواهم خانواده‌ام بیش از این اذیت شوند. با چشمانم دیدم که پدر و مادرم ۲۰ سال پیر شدند. برای آنها سخت بود که پسر پهلوان‌شان روی تخت نحیف و ضعیف افتاده باشد، نمی‌توانستم رقابت‌های مردان آهنین را تماشا کنم. من کسی بودم که وزنه‌های ۵۰۰ کیلویی را جابه‌جا می‌کردم اما اکنون قادر نبودم پاهایم را جابه‌جا کنم.

وی ادامه می‌دهد: با همه این سختی‌ها بازهم روی همان تخت ورزش می کردم و با دمبل سعی می‌کردم  بازوهای خودم را تقویت کنم. پزشک معالجم مخالف بود اما توجهی نمی‌کردم. یکی از روزها وقتی برای معاینه به تهران آمدم پزشک من گفت باید به ویلچر عادت کنم و هیچ گاه نمی‌توانم روی پاهایم بایستم. از شنیدن این خبر شوکه شدم و با اعتراض به دکتر گفتم پس چرا همه به من وعده می‌دادند که دوباره می‌توانم با پاهایم راه بروم. همه خانواده این حقیقت تلخ را از من مخفی کرده بودند. در مسیر تهران به خرم آباد هزار بار مردم و زنده شدم.

تولدی دوباره

حامد امیری مرد آهنین دیروز و قهرمان معلول امروز تولد دوباره‌اش را مدیون پدر و مادر و کسی می‌داند که او را به ورزش دوباره تشویق کرد. روزی که به او پیشنهاد داد تا به ورزش معلولان رو بیاورد از ناراحتی اشک از چشمانش سرازیر شد. باید می‌پذیرفت که دیگر جایی در ورزش انسان‌های سالم ندارد و باید به ورزش معلولان رو بیاورد. می‌گوید: وقتی به ملاقاتم آمد و این پیشنهاد را مطرح کرد مادرم از ناراحتی صورتش سرخ شده بود. او نمی‌خواست باور کند که من معلول شده ام. وقتی برای بارسوم این پیشنهاد را مطرح کرد قبول کردم و به ورزشگاه رفتم. صحنه‌های عجیبی در آنجا دیدم. مردی که دو پا نداشت اما با شوق زیاد تمرین می‌کرد. جانبازی که یک دست و یک پا نداشت اما با اراده‌ای محکم مشغول تمرین ورزش بود.

او می‌افزاید: از دیدن آنها انگیزه پیدا کردم و از صبح روز بعد من هم مشغول تمرین شدم. از آنجایی که برنامه‌های بدنسازی را در رقابت‌های مردان آهنین به شکل علمی انجام می‌دادم از همان برنامه‌ها استفاده کردم و بعداز ۵ ماه تمرین در رشته پرتاب دیسک، وزنه و نقره به مسابقات بین‌المللی دوبی اعزام شدم. در این رقابت‌ها مدال نقره گرفتم و این نخستین سکوی پرتابی بود که مرا به میان بهترین روزهای زندگی‌ام پرتاب کرد. هر روز تمرینات فشرده‌ای انجام می‌دادم و در بازی های پاراآسیایی ضمن جابه‌جایی سه رکورد سه مدال طلا گرفتم. در رقابت‌های جهانی نیز با وجود آنکه در یک کلاس بالاتر مسابقه دادم مدال نقره گرفتم. مهم‌ترین میدان رقابت‌های پارالمپیک «ریو» بود که در آنجا نیز در پرتاب وزنه مدال نقره گرفتم. من دوباره متولد شده بودم و نمی‌خواستم متوقف شوم. در رقابت‌های جهانی در پرتاب نیزه دوم شدم. این روزها  برای رقابت‌های جهانی تونس و بازی های پاراآسیایی جاکارتا آماده می‌شوم.

حامد با بغض ادامه می‌دهد: وقتی مدال پارالمپیک را گرفتم خوشحال شدم که توانستم به خانواده‌ام ثابت کنم من همان حامد هستم. از آنجایی که مادرم از دیدن من روی ویلچر غصه دار می‌شود برای تمرین به شهرستان‌های اطراف می‌روم تا کمتر مقابل چشمان او باشم. من قهرمان جهان و پارالمپیک هستم اما با وجود این هر روز وقتی چشم باز می‌کنم با خودم می‌گویم کاش همه اتفاق‌های تلخی که پشت سرگذاشتم فقط یک خواب باشد. اعتراف می‌کنم که من خودم کسی بودم که گاه با رفقا می‌گفتم، پول که داشته باشی همه چیز داری، حتی می‌توانی سلامتی هم داشته باشی و اگر هم نقصی پیدا کردی می‌توانی با پول آن را جبران کنی! حالا که به یاد آن حرف‌ها می‌افتم می‌بینم چقدر جاهل بودم. بعد از این حادثه بود که متوجه شدم هیچ چیزی در این دنیا نمی‌تواند جایگزین سلامتی باشد.

حامد لبخندی می‌زند و ادامه می‌دهد: با همه اینها خوشحالم که با اراده‌ای محکم دوباره به عرصه ورزش بازگشتم و احساس می‌کنم بیشتر به خدا نزدیک شده ام. در کنار ورزش با معلولان بدنسازی کار می‌کنم و به آنها برنامه می‌دهم تا با تمرین بتوانند عضلات دست و پاها را قوی کنند. همچنین به آنها برنامه غذایی می‌دهم. معلولان بسیاری از سراسر ایران با من در تماس هستند و می‌دانند که من آنها را بخوبی درک می‌کنم. همیشه سعی کردم به آنها روحیه و انگیزه بدهم و حتی دو نفر از آنها را که از زندگی ناامید بودند و می‌خواستند خودکشی کنند از این کار منصرف کردم و امروز با ورزش روحیه خوبی به‌دست آورده‌اند. هرگاه احساس ناامیدی می‌کنند داستان زندگی‌ام را برایشان تعریف می‌کنم و می‌گویم اگر خدا از سر حکمت دری را ببندد صدها در دیگر را به روی ما باز می‌کند. دنیا جای امتحان است و باید از آن سربلند بیرون بیاییم. به آنها می‌گویم: «ببینید، این پهلوان ایران بود که از عرش به فرش افتاد؛ اما هیچ گاه ناامید و تسلیم نشد.» زندگی از دیدگاه من یعنی تلاش و تقلا و خواستن و حرکت کردن… وگرنه انسانی که هدف و اراده ندارد، چه فرقی با یک مرده متحرک دارد؟

انتهای پیام

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

برندگان هفدهمین جشن سینمایی حافظ/ از پنجمین تندیس برای مهران مدیری تا جایزه ها برای عاشقانه

جایزه بهترین فیلمنامه تلویزیونی جشن حافظ اهدا می‌شود به:سروش صحت و ایمان صفایی برای سریال « لیسانسه‌ها»

جایزه ویژه هیات داوران جشن حافظ اهدا می شود به:محمدرضا گلزار

جایزه بهترین بازیگر زن کمدی تلویزیونی اهدا می‌شود به سیما تیرانداز برای سریال «پادری»

جایزه بهترین بازیگر مرد کمدی تلویزیونی اهدا ‌شد به هوتن شکیبا برای سریال «لیسانسه‌ها»

جایزه بهترین بازیگر زن درام تلویزیون اهدا ‌شد به ساره بیات برای سریال «عاشقانه»

جایزه بهترین کارگردانی تلویزیون اهدا ‌شد به منوچهر هادی برای سریال «عاشقانه»

جایزه بهترین بازیگر مرد درام تلویزیون اهدا ‌شد به هومن سیدی برای سریال «عاشقانه»

جایزه بهترین سریال جشن حافظ اهدا ‌شد به سریال «لیسانسه ها»

جایزه بهترین چهره تلویزیونی جشن حافظ اهدا ‌شد به احسان علیخانی برای «ماه عسل»

جایزه دوم بهترین چهره تلویزیونی جشن حافظ اهدا ‌شد به مهران مدیری برای «دورهمی»
 

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

آلکمار با علیرضا جهانبخش شکست خورد

تیم فوتبال آلکمار نخستین بازی خود در فصل جدید لیگ هلند را واگذار کرد.

به گزارش مهر، تیم فوتبال آلکمار روز شنبه نخستین بازی خود در فصل جدید رقابتهای لیگ هلند را در زمین آیندهوون برگزار کرد و شکست ۳ بر ۲ را متحمل شد.

رودریگو لوزانو (۳۱)، گاستون پریرو (۴۸) و مارکو فن خینکل (۷۶) برای تیم آیندهوون گلزنی کردند. در مقابل دبنی دوس سانتوس (۱۸) و ووت وگورست (۸۱ – پنالتی) زننده گل های تیم آلکمار بودند.

علیرضا جهانبخش در این بازی در ترکیب اصلی تیم آلکمار حضور داشت.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

Page 20 of 3,204« First...10...17181920212223...3040506070...Last »