کار جالب بنگر برای خالی کردن جای هادی نوروزی در اتاقش+ عکس

محسن بنگر هم اتاقی هادی نوروزی، در اولین اردوی پرسپولیس کار جالبی در اتاق خود کرد.مدافع قرمزها در یک اتاق دو تخته مستقر شد و روی یکی از تخت ها عکسی از هادی نوروزی گذاشت و آن را گلباران کرد. این رفتار بنگر با واکنش مثبت هواداران پرسپولیس روبرو شد و خیلی ها تحت تاثیر قرار داد. بنگر در این باره نوشت: «هم اتاقی آسوده بخواب. دیگه امشب باورم شد که دیگه نیستی ولی یادت هست از اون بالا واسه ما دعا کن که بتونیم شادت کنیم تا امانتیت بزرگ شه جاتو بگیره. این آخر پستم برای داداش هادی بود.»

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

بزرگترین اشتباه زندگی کی روش

سرمربی تیم ملی ایران رفتن از منچستر یونایتد را اشتباه بزرگ زندگی خود می داند.به گزارش خبرآنلاین، الكس فرگوسن – كارلوس كی روش‌؛ زوجي كه منچستر‌يونايتد آنها را از ياد نمي‌برد. فرگوسن در فوتبال دنيا يك مربي دست‌نيافتني است. تازه بعد از رفتن او از منچستر بود كه همه فهميدند فرگوسن چه بود و چه مي‌كرد. خيلي از مربيان دنيا دوست دارند فرگوسن را از نزديك ببينند و با او يك قهوه بنوشند اما كارلوس كی روش سال‌ها روي نيمكت كنار دست اين مربي نشست و با او و منچستر به افتخارات زيادي رسيد. خيلي‌ها آرزو دارند فرگوسن را از نزديك ببينند، چه رسد به اينكه مربي بزرگ تاريخ فوتبال، نام آنها را به زبان بياورد و درباره‌شان حرف بزند. فرگوسن اما هميشه حرف‌هاي زيادي درباره كارلوس كی روش دارد. او در هر موقعيتي، از روزهاي خوبش با اين مربي پرتغالي در منچستر مي‌گويد‌؛ از قهرماني‌هايشان و نقشه‌هايي كه براي شكست تيم‌هاي بزرگ مي‌كشيدند. تفكر فرگوسن – كی روش، ختم تفكر فوتبال بود؛ دو پروفسور بزرگ كه با هم مردم زيادي را در نقاط مختلف دنيا پاي تلويزيون ميخكوب كردند.كی روش معمار سيستم دفاعي منچستر بود. او نقش اصلي را در تمرينات اين تيم بر عهده داشت و ستاره‌هاي سابق منچستر به اندازه كافي در اين باره حرف زده‌اند؛ بماند كه البته بعضي‌ها در ايران او را دستيار «دهم» سرالكس خواندند. در فوتبالي كه ديدن تمرينات منچستر يك افتخار است و آدم‌هايش هنوز از نكات فني تمرين لوركوزن بعد از ۱۵ سال مي‌گويند، بي‌شك بايد از كی روش و تجربياتش استفاده بهتري كرد. عليرضا منصوريان سرمربي نفت تهران، يك بار تعريف مي‌كرد: «به كی روش گفتم مي‌خواهم به تمرين منچستر بروم، ممكن است برايم جور كني؟ مكثي كرد و گفت… من خود منچستر هستم، مي‌خواهي به انگليس بروي؟» بعد از رفتن كی روش و بعد از خداحافظي فرگوسن، ديگر آن منچستر تكرار نشد و تيم فعلي فقط سايه‌اي از آن ابرقدرت فوتبال اروپاست. در اين سال‌ها، هر بار سراغ كارلوش كی روش رفتيم تا درباره روزهاي شيرين كنار منچستر و فرگوسن حرف بزند، هر بار فرار كرد.فرگوسن كه در كتاب اول خود به خاطراتي از كی روش و حتي برخورد او با بعضي از ستاره‌هاي منچستر اشاره كرده بود، در دومين كتاب خود هم از مربي پرتغالي نوشت. او كه يك بار در مصاحبه‌اي گفته بود «بعد از من كی روش شايسته‌ترين ‌فرد براي سرمربيگري منچستر‌يونايتد است»، در اين كتاب هم بار ديگر از شايستگي او براي نشستن روي نيمكت شياطين سرخ گفت. اين تعريف و تمجيدها بهانه‌اي بود تا بعد از بازي ايران و ژاپن، در حالي كه كارلوس كی روش قصد داشت سوار ماشينش شود، دقايقي با او در اين باره حرف بزنيم. كی روش حرف‌هايي زد كه بي‌شك مي‌تواند در سطح جهاني هم بازخورد زيادي داشته باشد. او سال ۲۰۰۸ از منچستر به تيم ‌ملي پرتغال رفت. او اين تيم را به جام ‌جهاني‌ ۲۰۱۰ برد اما پس از شكست مقابل اسپانيا از رسيدن به نيمه‌نهايي بازماند. در راه يورو ۲۰۱۲، همكاري كی روش با تيم ‌ملي پرتغال دستخوش حوادث زيادي شد. ماجراي تست دوپينگ در ساعت ۷ صبح و اختلافي كه بين كی روش و مأموران مبارزه با دوپينگ و سپس فدراسيون فوتبال پرتغال به وجود آمد، در نهايت به همكاري‌‌اش با تيم‌ ملي اين كشور پايان داد. كی روش در اين گفت‌وگوي كوتاه با خبر آنلاین نشان مي‌دهد تا چه اندازه از آن همكاري پشيمان است.* آقاي كی روش، فرگوسن در كتاب دوم خود دوباره به تعريف و تمجيد از شما پرداخته و در بخشي از آن نوشته است همچنان شما شايسته‌ترين ‌فرد براي سرمربيگري منچستر‌يونايتد هستيد.بله، فرگوسن اين حرف را زده است. تنها مي‌توانم بگويم اين يك افتخار بزرگ براي من است. وقتي فردي مثل فرگوسن از شما تعريف مي‌كند… تنها مي‌توانم بگويم افتخار مي‌كنم.* سال‌هاي درخشاني كنار او داشتيد. همواره از شما به نيكي ياد مي‌كند. درباره آن سال‌هاي درخشان صحبت مي‌كنيد؟افتخار من اين بود كه كنار فرگوسن حضور داشتم. خيلي سخت است كه بخواهم توضيح بدهم چقدر مايه افتخارم بود اما توانستم از او درس ياد بگيرم و در باشگاه بزرگي مثل منچستر‌يونايتد حضور داشته باشم.* آيا ممكن است يك روز شما روي نيمكت منچستر‌يونايتد بنشينيد؟ اصلاً چنين آرزويي را در سر داريد؟بايد يك اعتراف كنم؛ بزرگ‌ترين اشتباه عمرم، ترك منچستر‌يونايتد و حضور در تيم ‌ملي پرتغال بود.* واقعاً؟ چرا؟به دليل مسائل شخصي.* نمي‌خواهيد اين مسائل را باز كنيد؟نه. تنها مي‌توانم بگويم در آن برهه، تيم‌ ملي پرتغال استحقاق اين تصميم من را نداشت. در آن لحظه نبايد چنين تصميمي مي‌گرفتم.* سؤال‌مان را دوباره مي‌پرسيم؛ آيا ممكن است يك روز كارلوس كی روش به نيمكت منچستر برسد؟مطمئناً كنار سر الكس فرگوسن بودن و لذت بردن از اين دوستي عميق و خوب با او و خانواده‌‌اش، براي من يك افتخار بزرگ است. يقيناً از اين رابطه لذت مي‌برم!* ولي سؤال‌مان را جواب نداديد!لبخند (در اين لحظه موجي از هواداران به كی روش مي‌رسند تا با او عكس يادگاري بگيرند. پس از آن ديگر سرمربي در دسترس نيست‌).

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

توصیه آیت‌الله مهدوی‌کنی به مجری معروف

علی درستکار از جمله دانشجویان دانشگاه امام صادق است که به قول خودش، ۳۰ سال با آیت الله مهدوی کنی انس داشته است.به گزارش فارس، علی درستکار از جمله دانشجویان دانشگاه امام صادق است که به قول خودش،۳۰ سال با آیت الله مهدوی کنی انس داشته است. سالیانی در کسوت یک دانشجو وسپس درقامت یک همکار. او در گفت وشنود پیش روی،برخی از خاطرات خویش را از منش آموزگاری آیت الله مهدوی کنی باز گفته است.*جنابعالی سالیان طولانی در دانشگاه امام صادق(ع)تحصیل کرده‌اید و پس از فارغ التحصیل شدن نیز،همچنان با آن مرتبط بوده اید.دراین مدت ویژگی های شخصیتی مرحوم آیت الله مهدوی کنی را چگونه دیدید؟وقتی ما ویژگی‌های آقای مهدوی را بازنگری می‌کنیم، می‌بینیم که خیلی ممتاز و متمایز بودند. اولاً به عنوان یک معلم اخلاق این ویژگی را داشتند که همان‌طور که درس می‌دادند؛ عمل می‌کردند. ما به عنوان دانشجویانی که پای درس ایشان می‌نشستیم، می‌دیدیم که وقتی می‌گفتند ادب داشته‌باشید، خودشان عمل می‌کردند. وقتی می‌گفتند سعه‌صدر داشته‌باشید، خودشان مراعات می‌کردند. وقتی می‌گویند مراقبه داشته‌باشید، ما کم‌و‌بیش در رفتار ایشان، این را می‌دیدیم. مثلاً ماه رمضان‌ها ایشان وقتی سحر تشریف می‌آوردند و شب‌های قدر ما می‌دیدیم که بخشی از نوافل‌شان را در مسجد ادا می‌کردند. پیش‌سلام بودن را ادا می‌کردند و ما اگر غافل بودیم حتماً ایشان اول سلام می‌کرد. همچنین مراقبت از جسم و بدن‌شان را به واقع رعایت می‌کردند مخصوصاً در این سن‌وسال و از زمانی که لازم بود برای قلبشان پیاده‌روی می‌کردند، شنا می‌کردند و استخر می‌رفتند.نکته دیگر در مورد حریت ایشان است. ایشان به ما حق‌مداری را می‌آموخت و سخت تاکید داشت که حق را بشناسید و مرید فرد و شخص نباشید. همیشه ببینید حق کجاست و به دنبال آن باشید و خودشان هم همین‌گونه رفتار می‌کردند. ایشان با وجود این‌که صاحب‌نظر و رای بودند و برای خودشان رای مستقل داشتند، با این‌حال در میان اساتید و طیف‌های مختلف گروه‌های فکری حتی متباین، سعه‌صدر داشتند. من زمانی مسئولیت بخش ماهواره دانشگاه را بر عهده داشتم. آقای مهدوی کنی وقتی ما را به این‌جا دعوت کرد دو مطلب را بیان کردند؛ یکی این‌که اصول اسلام را زیر سوال نبرید و دیگری این‌که اصول انقلاب را تخطئه نکنید. همین! این نشان‌دهنده این است که این مومن چه زمین بازی بزرگی را تعبیه کرده‌بود که کمتر اوقاتی توپ به اوت می‌رفت.*اخلاق سیاسی آیت الله مهدوی،از سرفصل های شناخت منش وشخصیت ایشان است.از دیدگاه شما،ویژگی های سیاست ورزیِ این شخصیت اخلاقی چه بود؟من چیزی که از کنش‌ها و واکنش‌های ایشان در مقاطع مختلف حاد سیاسی یادم هست، آخرش به اخلاق و اخلاق‌ورزی برمی‌گردد. مثلاً می‌گفتند بله برادرمان آقای هاشمی این‌گونه گفتند و ما با ایشان دوست هستیم ولی من نظر ایشان را نمی‌پسندم. آخرین تعبیر سیاسی که از ایشان شنیدم اظهاراتشان در هفته دفاع مقدس دو سال پیش است که ایشان آمدند از دفاع مقدس و جنگ صحبت کردند و در آخر به این‌جا رسیدند که نظام و انقلاب و جنگ را باید محترم دانست و این‌ها را می‌گویم که نگویند مهدوی کنی از انقلاب دور شده‌است، نخیر مهدوی‌کنی همان مهدوی‌کنی است و همان انقلابی‌ای است که بوده ولی برخی از دوستان ما تعریف‌شان از انقلابی‌بودن این است که فقط تفنگ به دست بگیری و دستت هم بر روی ماشه باشد. این تعبیر ایشان بود که برای من خیلی جالب بود و جسارتی که ایشان در تعاریفی این‌چنینی داشت برای من خیلی آموزنده بود.*طبعا خاطراتی که از آیت الله مهدوی درذهن دارید،مربوط به وجهه استادی ایشان است.ایشان در مقام یک آموزگار،با سوالات وحتی عتابات دانشجویان،چگونه مواجه می شدند؟من در دوره دانشجویی، خیلی تندروتر از الان بودم و گاهی در کلاس اخلاق سوال‌هایی می‌نوشتم و ایشان در آخر کلاس می‌خواند. سوالات تندی می‌نوشتم و اگر در کلاس فرصت نمی‌شد شفاهی خدمت ایشان می‌رسیدم و باز با تندی برخی نکات را به ایشان می‌گفتم. یک دوره‌ای هم برای هزینه‌هایی که برای ساخت مسجد دانشگاه می‌شد، اعتراض کرده‌ بودم و نامه‌ای نوشتم که ایشان مرا خواستند و گفتند: که چه نوشته‌ای؟ ایشان توضیح دادند و گفتند: هنوز جوانی و ذهنت پر آتش است. من کاری نمی‌کنم و اگر بخواهم کاری کنم خوب انجام می‌دهم. من می‌خواهم مسجدی بسازم که ۵۰ سال یا بیشتر بماند و این کشور هم یک کشور اسلامی است و ما در بزرگراه چمران واقع شدیم و بزرگراه چمران محل رفت‌و‌آمد است و همه گروه‌ها و مهمان‌های خارجی عالی‌مقامی که می‌آیند و می‌روند، یک نماد عالی از کشور اسلامی دیده نمی‌شود. من این را ساخته‌ام که از کجا و کجا دیده می‌شود و در ثانی این از بودجه دانشگاه نبوده و بانی داشته که این مسجد ساخته شود. اگر در جزئباتش بحث داری خب من چه‌کار کنم؟ من نظرم را می‌گویم و خیلی از نزدیکان هستند که حرف مرا گوش نمی‌کنند.این‌که می‌گویم ایشان به دانشجو گوش می‌کردند و برمی‌تافتند، برای این بود که ایشان می‌فهمیدند که جوان تند است، خونشان جوشان است و ماهیت وجودش جوشش است و این فهم خیلی محترم بود و این فهم بود که در وجود دانشجو آرامش ایجاد می‌کرد و باعث می‌شد که واکنش درست و بالنده به دانشجو بدهند.*به عنوان یکی از شاگردان ایشان و به شهادت رفتارهایی که از استاد مشاهده کرده اید،نگاه ایشان به جایگاه و ظرفیت‌های طیف دانشجو چگونه بود؟ از سوی دیگر دانشجویان چگونه به مجموعه رفتارها و افکار این استاد می‌نگریستند؟من حداقل درباره خودم باید بگویم که این مرد، از شانس‌های بزرگ زندگی من بودند و با افتخار می‌گویم که حدود ۳۰ سال با ایشان مانوس بودم و حدود ۲۰ سال از طلایی‌ترین دوران زندگی‌ام را از ۶۵ تا ۸۵ در محضر ایشان بودم؛ بخشی به عنوان دانشجوی کوچک و بخشی به‌عنوان کارمند کوچک دانشگاه و این‌ها را می‌دیدم و می‌آموختم.ایشان در یکی از دیدارهایی که اتفاق افتاد و عده‌ای دانشجو حدود ۴۰-۵۰ نفر به خدمت ایشان رفتند، بعضی از بچه‌ها احساسی شدند، شعر گفتند، بعضی از بچه‌ها مدح ادبی کردند، و ایشان هم این‌گونه شروع کردند که: «خب بله، بسیار خب، شما لطف دارید! من چه بگویم؟ بعد گفتند: که ولی شما قدر خودتان را بدانید، برای شما خرج شده که این شده‌اید، شما سرمایه‌ اجتماعی دارید، قدر این را بدانید. من هم از شما، پدر و مادرتان، مردم و حتی رهبری هم چیزی نمی‌خواهم و واقعی هم نمی‌خواهم و تعارف هم ندارم. امام صادقی‌بودنتان را حفظ کنید. در خط امام صادق(ع) باشید. حال اگر کاسبی می‌کنید، معلمی می‌کنید این خط تربیتی خودتان را حفظ کنید».یادم هست زمانی که کنکور را خود دانشگاه برگزار می‌کرد و در دوره‌ای ما دست‌اندرکار بودیم، ایشان آمدند حوزه و می‌چرخیدند. من هم همپایی می‌کردم با ایشان و رفتیم در دفتر حوزه نشستیم. من ۴-۵ نفر از بچه‌ها را که آن‌جا بودند معرفی کردم و گفتم که چه مسئولیتی دارند و چند‌ وقت است که نخوابیده‌اند. حاج‌ آقا گفتند: من نهایت می‌توانم تشکر کنم! چه‌کار می‌توانم بکنم؟ خوب بود که ایشان هیچ‌وقت ژست نمی‌گرفتند.ولی بعد هم این را به نقل از بزرگی گفتند که: فقط این را بدانید هرکس برای غیر خدا کار کند خل است. چون اگر برای من کار کنید نهایت این است که تشکر می‌کنم و حقوقتان را هم که می‌گیرید، اگر برای خدا کار کنید می‌ماند. این‌ها به ما بصیرت و دید می‌داد در زندگی.

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

حمله ناموفق سلیمی به یک رکورد جهانی

و‌ز‌نه‌بر‌د‌ار‌ فوق سنگین ایران در حمله به شکستن رکورد یک ضرب جهان ناکام بود.به گزارش ایسنا، بهداد سلیمی در رکورد گیری نهایی تیم ‌ملی و‌ز‌نه‌بر‌د‌ار‌ی در یک یک ضرب ۲۰۵ کیلوگرم را زد و ۲۱۲ کیلوگرم را انداخت و سعی داشت به رکورد یک ضرب جهان حمله کند و پشت وزنه ۲۱۷ کیلوگرم قرار گرفت که موفق نشد و آن را انداخت.در حال‌ حاضر رکورد یک ضرب جهان با ۲۱۴ کیلوگرم در اختیار خود سلیمی قرار دارد.بهادر مولایی نیز دیگر، و‌ز‌نه‌بر‌د‌ار‌ فوق سنگین ایران در یک ضرب ۱۷۱ کیلوگرم را بالای سر برد و دو حرکت دیگر خود را انداخت تا نشان دهد که هنوز با رکوردهای خود در مسابقات جهانی لهستان فاصله دارد.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

واکنش کارگردان “رستاخیز” به اظهارات شریفی نیا در خصوص اعتیاد برخی بازیگران

احمدرضا درویش با تاکید بر اینکه مسائل فیلم رستاخیز «جناحی و خطی» و دچار «مداخلات سیاسی» بوده است، گفت: سازندگان فیلم «رستاخیز» در مسائل شرعی، قانونی و عرفی همه‌ی جوانب را رعایت کرده‌ و بر اساس اصول حرکت کرده‌اند و آنچه به وجود آمده، قطعاً بر اساس حکمتی است و حل خواهد شد.به گزارش ایسنا، کارگردان فیلم «رستاخیز» پنجشنبه شب – ۲۳ مهرماه – با حضور در برنامه‌ «شهرفرنگ» تلویزیون درباره‌ی حاشیه‌های فیلم «رستاخیز» و مسائل سینمای ایران سخن گفت و بیان کرد تا زمانی که هویت‌اش گروگان است و به‌ ناحق حبس شده، به خود اجازه نمی‌دهد دست به کار دیگری بزند. مشروح این گفت‌و‌گو در ذیل می‌آید.نخستین روز ماه محرم برای شما بیش از هرچیز یادآور چیست؟این روز، روز بزرگی است. روز مجموعه‌ی داشته‌ها، هویت و میراث عمیق فرهنگی یک ملت و یک امت است. محرم با نام حسین(ع) شناخته می‌شود و حسین(ع) با محرم. شروع محرم همه‌ی شیفتگان اباعبدالله را به زمینه‌های معرفتی از جمله آزادگی، کرامت انسانی و آگاهی متمرکز می‌کند و مخاطب سکوت می‌کند تا بیشتر بشنود و بیشتر بفهمد.این حرف شما یادآور حرفی است که بعد از اتفاقات فیلم «رستاخیز» زدید. شما گفتید که پشت این اتفاقات حکمتی است و بر اساس آن حکمت در این مدت سکوت کردید. به نظر شما چه حکمتی پشت این قضایاست؟ساخته شدن این فیلم بر مبنای حکمتی بوده است. من و باقی دست‌اندرکاران این فیلم معتقدیم که ما متکی بر نیرویی که متعلق به ساحت مقدس سیدالشهداست موفق شدیم جزو خدمتگزاران این فیلم باشیم. فکر می‌کنم هرکاری که در حوزه‌ی هنر و فرهنگ و هویت عاشورایی صورت می‌گیرد، حتماً حکمتی دارد؛ مثل خود واقعه. حتماً در آن سختی هم وجود دارد که البته سیلی آن هم نوازش است. قطعاً این حکمت خیر است و مصلحتی است که برکاتش نصیب فرهنگ و هنر کشور خواهد شد.در جایی گفته بودید که ماجرا درست مدیریت نشده است؛ توقع داشتید این قضیه چطور مدیریت شود؟منظور من ماجراهای بعد از نمایش «رستاخیز» بود. مهم‌ترین مسئله این است که «رستاخیز» ساخته شده است. خود این دست‌آوردی بزرگ برای سینما و فرهنگ ایران است. تلاش ۱۰- ۱۱ ساله‌ای که توسط بخش وسیعی از نیروهای انسانی معتقد صورت گرفته به بار نشسته است؛ حال اینکه در ارتباط با مخاطب با مشکل مواجه شده، قطعاً بر اساس حکمتی است و حل خواهد شد.سازندگان «رستاخیز» در مسائل شرعی و قانونی و عرفی همه‌ جوانب را رعایت کرده‌ و بر اساس اصول حرکت کرده‌اند؛ اصولی که در شأن مضمون و موضوع اثر باشد؛ بنابراین در حوزه‌ مدیریت دولتی می‌شد کمی با همگرایی بیشتری عمل کرد. خود من تا لحظه‌ تصمیم‌گیری برای پایین آوردن فیلم از پرده توسط دولت، در جریان کار نبودم و این نکته‌ی مهمی است. چطور می‌شود در عرصه‌ی فرهنگ، تصمیمی شتابزده در مورد اثری که دارای مجوز است و بنابر تأیید مقامات عالی رتبه‌ی فرهنگی کشور تمام مجوزهای شرعی و قانونی را دارد، گرفته شود و مؤلف اثر اصلاً در جریان نباشد؟!ماجراهایی که در حواشی این فیلم اتفاق افتاد فقط یک اتفاق نیست و متکی بر یک رویکرد فرهنگی نزد مدیران ارشد فرهنگی کشور است. این رویکرد را باید واکاوی کرد تا در آینده مورد عبرت قرار بگیرد و تکرار نشود یا درست هدایت شود.من در طول بیشتر از سه ماهی که از این اتفاق می‌گذرد، سکوت کردم. این اولین حضور رسانه‌ای من است و من همینجا از صدا و سیما تشکر می‌کنم. اتفاق مهمی در حوزه‌ی سینما افتاده که بازتاب‌های داخلی و خارجی داشته است و کار خوبی که رسانه‌ی ملی کرده این که نسبت به این اتفاق واکنش نشان داده است. از این بابت که رسانه‌ی ملی با هوشیاری نسبت به این موضوع فرهنگی حساسیت نشان می‌دهد و به فضای گفت‌وگوی اجتماعی دامن می‌زند. همینطور از همه کسانی که نسبت به این ماجرا دغدغه دارند و واکنش نشان می‌دهند تشکر می‌کنم.برداشت شما از مدیریت صحیح این است که این جریان تبدیل به یک گفت‌وگو شود؟دقیقاً. تا دو ماه بعد از پایین کشیدن فیلم از اکران، وزیر محترم فرهنگ و سخنگوی وزارتخانه از طریق مطبوعات حرف‌شان را می‌زدند و ما هم سکوت کرده بودیم. در عرصه‌ فرهنگ این فضای مناسبی نیست. البته اخیراً وضع بهتر شده و گفت‌وگوهای بیشتری صورت گرفته است. کمیته‌ای هم توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در درون وزارتخانه تشکیل شده است که این ماجرا را بررسی و راه‌های برون‌رفت از آن را پیدا کند.اگر خودتان را در مقام یک مسئول سینمایی قرار دهید، چه واکنشی به چنین اتفاقی نشان می‌دادید؟باید دید این قضیه در کلیّت کشور چه منظومه‌ای دارد. در هر زمینه‌ای که بخواهید اثری تولید کنید و منافع ملی را با تولیدتان درگیر کنید، باید از جایی مجوز داشته باشید تا کارتان منطبق بر قوانین و استانداردهای تعریف شده‌ باشد. در حوزه‌ی فرهنگ هم وزارت ارشاد برای این منظور تعریف شده است. فرهنگ در مقایسه با دیگر فعالیت‌های عمومی قدری مورد غفلت و بی‌توجهی است و مظلوم واقع شده است. در عین حال نسبت به آن حساسیت هم وجود دارد.با وجود تغییراتی که در همه‌ عرصه‌ها در دو سال گذشته شاهد بوده‌ایم، به نظر می‌رسد در شرایط فعلی حوزه‌ی فرهنگ دغدغه‌ اصلی مسئولان دولتی نیست. به همین دلیل فضای شکننده‌ای به وجود آمده و شاهد آن هستیم که در همه‌ حوزه‌ها مانند موسیقی، تئاتر، هنرهای تجسمی و … مطالبات و آرزوهای زیادی وجود دارد و از سویی امکانات هم کم است. نوعی آمیختگی هم هست و در برخی موارد مداخلات سیاسی بسیار بسیار تأثیرگذار است. ورود مسائل جناحی و خطی در حوزه‌ی فرهنگ آفتی بزرگ است؛ ماجراهای فیلم «رستاخیز» هم بطور کامل این قضیه را اثبات کرد.«رستاخیز» از زوایایی بهانه‌ای بود برای عده‌ای که تابلوی خود را بالا بیاورند. بی‌شک اخلاق مهمترین دستاورد و درس عاشوراست، ولی متأسفانه این فضا آمیخته شد با مسائل غیر اخلاقی و رفتارهای غیرقانونی. آن‌هم در مورد فیلمی که مضمون‌اش درباره اخلاق حسینی است. دیدیم که در اعتراض به فیلم «رستاخیز» متأسفانه بسیاری از مصداق‌های ارزشی فرهنگ کشور مورد هتک حرمت قرار گرفت و حتی نسبت به وزیر فرهنگ و سازندگان فیلم و خانواده‌های معظم شهدا بی‌ادبی و توهین و افترا صورت گرفت. این‌ها رفتارهایی بود که بر اساس مسائل سیاسی اتفاق افتاد.از طرفی دو روز قبل از اکران فیلم توافق هسته‌ای انجام شد و مسئولان فرهنگی نمی‌خواستند فضای عمومی کشور که تحت تأثیر موفقیت دولت در موضوع هسته‌ای بود، تحت‌الشعاع قرار بگیرد. به‌هرحال فیلمی که سال‌ها برای آن زحمت کشده شده است، قربانی این ماجراها شد و هزینه‌های فرهنگی، اجتماعی و بین‌المللی زیادی به کشور تحمیل شد. رفتاری که با این فیلم شد خارج از کشور بازتاب‌های زیادی داشت. در داخل هم افکار عمومی با پرسش‌های زیادی در حوزه‌های فقهی و قانونی و مدیریتی مواجه شد که هنوز هم به آنها پاسخ داده نشده است.این مسائل باعث سَرخوردگی شما شده است؟اصلاً. همینجا این حرف را بگویم؛ روی سخنم با همکاران خودم و هنرمندان و اصناف و نخبگان فرهنگی است. ما بازتاب‌های زیادی را درباره تعلیق فیلم «رستاخیز» از سوی نهادها و نخبگان کشور مشاهده کردیم. شاید احساس شود که گرایش و رویکرد نسبت به موضوعات جدی و تاریخی که می‌تواند حساسیت‌های زیادی را بوجود بیاورد، سرخوردگی و ترس و نگرانی ایجاد کند. من می‌گویم که اصولاً کسی که می‌خواهد وارد اینطور کارها و تولیدات شود از ابتدا باید تکلیف خود را معلوم کرده باشد. ما از روز اول فکر می‌کردیم حتی اگر این کار ۲۰ سال هم طول بکشد، ارزش دارد که پای آن بایستیم و به آن‌ها هم می‌گویم، مطمئن هستم که مسئله «رستاخیز» حل خواهد شد.این کار تولید شده و دیر یا زود دیده خواهد شد. من آرزو دارم که در کشورم عاشقان و شیفتگان حضرت سیدالشهدا (ع) فیلم را ببینند، نقد کنند و گفت‌وگو به وجود بیاید. متأسفانه بسیاری از منتقدان که به فیلم اعتراض داشتند، اذعان داشتند که فیلم را ندیده‌اند! این باعث حیرت است؛ چطور می‌شود فیلم را ندید و نسبت به آن قضاوت کرد؟! هر اثری اگر قرار باشد درباره‌اش قضاوت شود، باید دیده شود و تبدیل به یک گفت‌وگوی اجتماعی شود. چه آن اثر توسط بخش خصوصی ساخته شده باشد، چه کار تلویزیون یا دولت باشد. باید درباره‌ی هر کاری گفت‌وگو شود و مردم قضاوت کنند.فیلم «رستاخیز» را در نیمه اول مهرماه در بغداد نمایش دادید. مهمترین خاطره شما از این حضور چیست؟خاطره‌ی خیلی خوبی دارم. می‌دانید که کشور عراق مدفن بسیاری از معصومان و بزرگان است و نقطه عزیمت داستان فیلم ما هم از آنجاست. عکس‌العمل مردم برایم بسیار جالب بود. هنوز فیلم به پایان نرسیده همه‌ی مردم برخاستند و با ندای لبیک یا حسین به مدت ۱۰ دقیقه فیلم را تشویق کردند. می‌دانید که در سال‌های گذشته میتینگ‌های حزب بعث در همان تالاری که فیلم نمایش داده شد برگزار می‌شد. برای من که تجربه‌ی دفاع مقدس را دارم شنیدن اینکه ندای لبیک یا حسین در قلب بغداد توسط سینمای ایران به پژواک درمی‌آید و شکوه این صحنه، بسیار مسرت‌بخش بود.برخی فیلم‌ها و صحنه‌های پرخاطره دفاع مقدس کار شماست. آیا ممکن است باز هم در سینمای دفاع مقدس فیلم بسازید؟به‌شرط حیات، بله. من از دیرباز دو آرزو داشتم؛ یکی اینکه در کارنامه‌ی سینمایی من فیلمی درباره‌ی نهضت عاشورا باشد و کارنامه‌ی سینمایی من به نام حضرت سیدالشهدا (ع) متبرک شود؛ این آرزوی بزرگ من بود که محقق شده است. آرزوی دیگرم تولید فیلمی درباره‌ی آزادی خرمشهر است با نام «شکوه پیروزی» که از گفتن حرفش هم می‌ترسم، چون کار بسیار وسیع و بزرگی است. اگر توفیقی باشد سراغ آن هم می‌رویم. به‌هرحال این قضیه جزو رویدادهای عمیق تاریخ معاصر ماست. من توفیق داشتم که در دوران هشت سال دفاع مقدس فیلمبردار عملیات‌های مختلف باشم و این احساسات همراه نسل ماست و ما هنوز کمابیش درگیر مسائل جنگیم.در جایی گفتید که سینمای ایران "پدر" ندارد، منظورتان از این حرف چیست؟واقعیت این است که عرصه‌ی هنر بخصوص سینما عرصه‌ی بسیار حساسی است و کسانی را لازم دارد که کمی فراتر از دغدغه‌های فردی، به افق و عمق استراتژیک سینمای کشور بپردازند. ما به عنوان فیلمساز درگیر تخیل و آرزوهای فردی خودمان هستیم، اما هدایت این کشتی مهم و اثرگذار و دیده‌بانی آن کار آن ”پدر" است. احساس می‌کنم در سینمای ایران دیده‌بان وجود ندارد. سینما در مقایسه با هنرهای دیگر اثرگذاری و اهمیت بیشتری دارد و امروز در دنیا مهمترین هنر و رسانه‌ای اثرگذار است. چون دو مؤلفه مهم صدا و تصویر را دارد که برای انتقال پیام و هویت و احساس و خیال مهم است. خیال، زبان، فرهنگ و تاریخ ما می‌تواند از طریق سینما به درستی منتقل شود.همچنین واقعیت دیگر این است که ما در منظومه رسانه‌های جهانی هیچ سهمی نداریم. درست است که در بین نخبگان و جشنواره‌ها و رسانه‌ها اسم سینمای ایران مطرح است، اما باید پیام سینمای ایران را که سینمایی متکی بر هویت مستقل ایرانی است، به گوش و چشم بینندگان جهانی برسانیم. بطور مثال در کشورهای منطقه مشترکات زیادی با کشورهای اسلامی و فارسی زبان داریم؛ سؤال من این است که ما از منظومه‌ی نمایشی کشورهای اطراف خودمان چه سهمی داریم؟ نه در سینما بلکه حتی در هنرهای دیگر مثل موسیقی، تئاتر، معماری، کتاب و… . چرا از فیلم «رستاخیز» اینقدر استقبال می‌کنند؟ چرا از دیدن آن حیرت می‌کنند؟ علت آن اعتبار سینمای ایران است.چرا ما در عرصه نمایشی کشورهای اسلامی حضور نداریم؟ در غرب که پیشکش! سؤال اصلی این است که در عرصه‌ی داخلی پیام سینمای ایران به تمام اقشار ملت می‌رسد؟ آیا مجموعه تولیدات سینمای ایران دربرگیرنده هویت و فرهنگ و تاریخ و زبان و آیین ایرانی است؟ یا سینمای ما خلاصه شده در خیابان‌های تهران؟ سینمای ما از بی‌توجهی اقتصادی رنج می‌برد. از حدود ۱۲۰۰ شهر کشور تنها ۶۴ شهر سینما دارند. این‌ها نکاتی است که در حوزه تولید، مسائل فنی، اقتصاد سینما و ارتباطش با مردم وجود دارد.پس از نظر شما بخش خصوصی که وارد این عرصه می‌شود کار پرمخاطره‌ای انجام می‌دهد؟حتماً همین‌طور است. ما امکان بسیار بزرگی داشتیم که همان مضمون و موضوع فیلم بود. با تکیه بر این مضمون بزرگ و اعتبار سینمای ایران تلاشی بین‌المللی در مورد جذب سرمایه‌ی خارجی توسط تهیه‌کننده‌ی فیلم انجام دادیم، بطوری که حتی یک ریال از پول بیت‌المال در این فیلم هزینه نشده است و فیلم بطور مطلق متعلق به بخش خصوصی است. در ضمن فیلم به صورت تولید مشترک است، یعنی با دو موسسه خارجی در هزینه‌های هنگفت فیلم مشارکت صورت گرفته است که خود این برای سینمای ایران اتفاق مبارکی است.اگر مؤسسات سرمایه‌گذاری خارجی در این فیلم مشارکت کردند به دو دلیل است: اول عشق و ارادت شرکای خارجی به مضمون عاشورا و بعد اعتماد به سینمای ملی ایران. حال وقتی این فیلم در اکران داخلی از پرده سینما پایین کشیده می‌شود همزمان کشورهایی که قرار بوده این فیلم در جشنواره‌های آن‌ها نمایش داده شود یا در سینماهایشان اکران شود هم نمایش فیلم به تعلیق در می‌آید. برای اینکه آن‌ها اعتمادشان را به قراردادهای مشترک با تهیه‌کننده فیلم «رستاخیز» از دست می‌دهند. قراردادهای مشترک این فیلم با سرمایه‌گذاران خارجی به مهر ارشاد مزین است و به تأیید وزارت خارجه رسیده است و این اتفاقات اعتماد متقابل را از بین می‌برد. این یک اتفاق فرهنگی است که به سادگی براساس یک دستور و با شتابزدگی در موردش تصمیم‌گیری می‌شود و بعد تبعات فرهنگی و حواشی آن پدید می‌آید.آیا سینمای ایران ورشکسته است؟معتقدم درآمدی در سینما وجود ندارد که بگوییم ورشکسته است. از نظر من سینمای ایران یک سینمای تجربی است. ما وقتی می‌توانیم سینمای ایران را حرفه‌ای و بعد اقتصاد آن را مولد بدانیم و بعد بر اثر تغییر شرایط آن را ورشکسته قلمداد کنیم که این سینما بتواند مبتنی بر مؤلفه‌های سینمای حرفه‌ای حرکت کند؛ یعنی در بخش سرمایه‌گذاری، نیروی انسانی و بازار بتواند مراودات طبیعی داشته باشد. وقتی چنین شرایطی نداریم و سینمای ایران با کنار رفتن دولت سقوط می‌کند، خیلی نمی‌تواند حرفه‌ای باشد که حالا بگوییم ورشکسته شده یا نشده است.این سینما مبتنی بر دغدغه‌های فردی افراد شکل گرفته و بخشی از فیلمسازان و تهیه‌کنندگان در آن به صورت کاملا تجربی فعالیت می‌کنند. در عین حال که اصناف و انجمن‌های مختلف هم دارد، اما هنوز هم نتوانسته است به طور طبیعی از درون خود ارتزاق کند و در عرصه بین‌المللی از پشتوانه‌های حرفه‌ای برخوردار باشد.هفته پیش محمدرضا شریفی‌نیا مهمان این برنامه بود و درباره‌ی وجود مواد مخدر در بین برخی اهالی سینما از او پرسیدیم که ایشان هم تأیید کرد؛ نظر شما در این باره چیست؟من به خودم اجازه نمی‌دهم در مورد چنین مطلبی حرف بزنم. از نظر من چنین چیزی در سینما وجود ندارد. اگر هم وجود دارد حتماً باید آن را استتار کنیم و در درون خانواده آن را دنبال کنیم. سؤال این است که مگر جامعه ما در بخش‌هایی دچار این مسائل نیست؟ البته در کشور ما با این پشتوانه تاریخی و هویتی و اصول حاکم بر نظام اجتماعی قطعا وجود این مسائل ناپسند است ولی هر خانواده‌ای باید عیوب خود را در درون خود نقد و رفع و معالجه کند. اینکه در یک برنامه‌ی زنده در مورد هنرمندان سینما و سینمایی که از اطراف دچار فشارهای مختلف است و با زحمت، آبرو و حرمتی به دست آورده است و الگوی افراد است، آن‌هم از طرف کسی که به هر حال حرفش اثرگذار است، پسندیده نیست. من به آقای شریفی‌نیا و دوستان دیگری که این گونه فکر می‌کنند توصیه می‌کنم که بدون سرپوش گذاشتن بر عیوب، از محاسن بگویند و حمل بر صحت کنند و عیوب را با بزرگ‌منشی در داخل خانواده با اخلاق حسینی حل کنیم.کار بعدی شما چه خواهد بود؟مثل همه فیلمسازان آرزوهای زیادی دارم. هر چقدر هم که سن بالاتر می‌رود آرزوها هم بیشتر می‌شود. ایده‌های زیادی وجود دارد، اما نکته‌ای هست که با تأسف می‌گویم؛ این اولین فیلمی نیست که نمایش آن مشکل پیدا کرده است، اما تفاوتی با فیلم‌های دیگر دارد، نه از نظر حجم کار و هزینه‌هایش و سیمرغ‌هایی که در جشنواره فجر گرفته است، بلکه احساس می‌کنم تا زمانی که هویت من گروگان است و به‌ ناحق حبس شده است، به خودم اجازه نمی‌دهم دست به کار دیگری بزنم. قله‌ی اعتقادی من در فیلم «رستاخیز» متجلی شده و تا تکلیف آن معلوم نشود دست و دلم به کار دیگری نمی‌رود.سینمای ایران بیش از همه به چه چیزی نیاز دارد؟همدلی، هویت، توجه و مهربانی.

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

دلال فوتبال با 40 حکم جلب بازداشت شد

یکی از مسئولان امنیتی فوتبال ایران از بازداشت یک دلال فراری خبر داد.به گزارش خبرآنلاین،حجت‌الاسلام علیرضا علی‌پور یکی از مسئولان کمیته صیانت از اخلاق حرفه‌ای سازمان لیگ، در شبکه خبر گفت: «چهارشنبه شب، همکاران من توانستند یکی از دلالان سرشناس فوتبال ایران را که لااقل ۴۰ حکم جلب داشت و در کنار یک تیم دسته پایین‌تر فعالیت می‌کرد، در ورزشگاه انقلاب کرج بازداشت کنند و در اختیار نهادهای ذی‌ربط قرار بدهند. این فرد یکی از آنهایی بود که بارها به باشگاه‌ها درباره همکاری با او هشدار داده شده بود اما باز هم در کنار یک تیم در حال فعالیت بود».او گفت که از نظر او ۱۰۱ نفر در سال‌های گذشته صلاحیت کار حرفه‌ای در فوتبال را نداشتند اما دوران محرومیتشان تمام شده و الان کار می‌کنند.علی‌پور اضافه کرد که در دو سال گذشته چون مسئولیتش به کمیته اخلاق سپرده شده، دوباره گروهی فرصت پیدا کرده‌اند که فعالیت کنند

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

بزیک از سرمربی‌گری امید پرسپولیس برکنار شد

سرمربی تیم امید پرسپولیس برکنار شد و قرار است یکی دیگر از پیشکسوت این باشگاه به عنوان سرمربی این باشگاه انتخاب شود.به گزارش فارس، به‌دلیل ضعف در نتایج به‌دست آمده توسط تیم فوتبال امید پرسپولیس با اعلام نظر کمیته فنی تیم‌های پایه این باشگاه ادموند بزیک، سرمربی تیم امید پرسپولیس از سمتش برکنار شد.بر همین اساس قرار است جمشید شاه‌محمدی پیشکسوت باشگاه پرسپولیس و یکی از مربیان فوتبال کشورمان که سابقه فعالیت در تیم‌های لیگ برتری و همچنین رده‌های پایه پرسپولیس را در کارنامه دارد، قرار است به‌عنوان سرمربی جدید تیم امید سرخ‌پوشان انتخاب شود.بهروز سلطانی مربی تیم امید پرسپولیس در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی فارس این خبر را تأیید کرد.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

اعتراف تلخ داورزنی به وجود بازیکن سالاری

رئیس فدراسیون والیبال درباره اتفاقات اخیر و رفتن یا ماندن کواچ به برنامه ای تلویزیونی در شبکه ۳ رفت.محمدرضا داورزنی، رئیس فدراسیون والیبال که برای بررسی علل ناکامی تیم ملی والیبال در جام جهانی ژاپن به برنامه ای در شبکه ۳ دعوت شده بود، درباره اتفاقات اخیر حوزه والیبال صحبت کرد. او از این گفت که شاید فدراسیون در انتخاب جایگزین برای خولیو ولاسکو اشتباه کرده است و فرد مناسبی را برای هدایت تیم انتخاب نکرده است. دکتر ابراهیمی هم به عنوان کارشناس در این بحث حضور داشت او درباره انتخاب کواچ و اینکه فدراسیون می توانست گزینه های بهتری برای هدایت تیم ملی در نطر بگیرد، گفت : «افراد زیادی بودند که شایسته هدایت تیم ملی بودند اما توان مالی فدراسیون به اندازه خواسته آنها نبود. الان کار گروهی که روی کار تیم ملی نظارت داشت منحل شده است و این اصلا خوب نیست.»به گزارش خبرآنلاین این کارشناس والیبال درباره پیمان اکبری و مربیگری در تیم بزرگسالان گفت : « من به آقای اکبری اعتقاد دارم و او مربی خوبی است. اما انتخاب اکبری باعث می شود که او هدایت ۴ تیم را به عهده داشته باشد و این خودش ایجاد حاشیه می کند.»رئیس فدراسیون والیبال هم که سوی دیگر یحث بود به این سوال که اگر به عقب بر می گشتید باز هم کواچ را انتخاب می کردید؟ گفت : «طبیعی است نگرانی در دل ما وجود داشته باشد. ما نگران رفتن به المپیک هستیم. نکته دیگر این است که به نظر فدراسیون والیبال آقای کواچ آن اقتدار لازم را برای هدایت تیم ندارد. باید بررسی شود که چرا روحیه بازیکنان ما به هم ریخته است. این به هم ریختگی در نحوه کار آنها هم تاثیر دارد و باید دید تمرینات آقای کواچ و دستیارانش چطور بوده که این نتیجه بدست آمده است؟ وقتی اقتدار سرمربی کم می شود، یعنی دو، سه بازیکن در تیم هستند که باعث این اتفاق می شوند.»داورزنی در پایان گفت: «خبر اخراج آقای کواچ که امروز منتشر شد شایعه بوده و همه چیز تا ۱۰ روز دیگر مشخص می شود.»

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

خط و نشان تارتار برای کروش و تیم ملی

سرمربی باشگاه راه‌آهن یزدان گفت:« از این به بعد فقط برای بازی هایی که در فیفا دی باشد بازیکن به تیم ملی می دهم.»مهدی تارتار در نشست خبری پیش از بازی تیمش مقابل استقلال اهواز حاضر شد.به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ سرمربی راه‌آهن در این نشست گفت: «این تعطیلات برای ما خیلی خوب بود. اما متاسفانه ۲ بازیکن مهم تیمم را نداشتم و آن ها در اردوی تیم ملی امید بودند. در ابتدا قهرمانی آن ها در مسابقات غرب آسیا را تبریک می‌گویم. اما باید عرض کنم که از این به بعد تنها و تنها در روزهای فیفا به تیم ملی بازیکن می‌دهیم. این قانون است.»او ادامه داد: «از سازمان لیگ تشکر می‌کنم که بازی ما را یک روز به تعویق انداخت. با توجه به شرایط جدول، این دیدار بسیار حساس است. بازیکنانم روحی خوبی دارند و شانس زیادی برای پیروزی در این مسابقه داریم.»تارتار همچنین در مورد محسن ایران‌نژاد و مصدومیت سختش گفت: «امیدوارم این یک سال برای او زود بگذرد. شرایط سختی است. محسن به تمرین آمد و با بازیکنان و کادر فنی دیدار کرد. او یکی از تاثیرگذارهای ما است و امیدوارم زود تر مشکلش حل بشود.»

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

معضل خرید و فروش نقش در سینما

سینما، سینما و باز هم سینما. رویای دست نیافتنی بسیاری از جوانانی که دوست دارند وارد این جرگه شوند. برخی شان به وسیله راه هایی که در ادامه این گزارش به آنها اشاره خواهیم کرد. داخلش می شوند و بسیاری شان نیز هر کاری می کنند نمی توانند به رویای خود جامه عمل بپوشانند. سینماست دیگر، هزاران فراز و نشیب دارد. نکته مهمی که در مورد سینما وجود دارد این است که این صنعت بسیار بی رحم است. گرچه بسیاری آن را بسیار دوست دارند و دوست دارند همیشه با آن و در کنار آن زندگی کنند اما به قول معروف سینما با آنها یا اصلا خوب تا نمی کند و یا اینکه تا مدتی دل به دلشان می دهد و همراهشان می آید و بعد … تنها عده کمی هستند که سالیان سال در سینما می مانند و سینما نیز همراهشان می ماند اما آنها نیز روزی بی رحمی و نامهربانی سینما را احساس خواهند کرد.به گزارش تیک روزی که به اوج قله های رفیع هنری رسیده اند اما دیگر توان همپا شدن با سینما را ندارند، سینما هم حق دوستی را در مورد آنها رعایت نمی کند و آنها را به فراموشی می سپارد. در این گزارش می خواهیم به علاقمندانی که دوست دارند وارد سینما شوند و از این راه به شهرت و محبوبیت دست یابند، بپردازیم. جمع کثیری از هنرمندانی که امروزه عکس ها و فیلم هایشان در بیلبوردها و سردر سینماها و روزنامه ها و مجلات و کلوپ های فرهنگی دیده می شود تنها از یک طریق وارد این وادی شده اند. راهی که به نظر می رسد امروزه دیگر خیلی جواب نمی دهد. * دانشگاهدانشگاه و درس هنر خواندن در آن و پیگیری آکادمیک رسیدن به رویای بازیگر شدن یکی از اصولی ترین راه هایی است که یک علاقمند به هنر بازیگری می تواند با قدم نهادن در آن به هدفش برسد. راهی که همان‌طور که پیشتر عنوان شد در مقایسه با راه های دیگری که در ادامه این گزارش می آیند راه چندان خوبی نیست. تجربه نشان داده که در سینمای امروز گرچه وارد شدن آکادمیک به وادی هنر راه معقول‌تر و مطمئن تر و محکم تری است اما راه هایی وجود دارد که ره صدساله ای که شیوه ورود آکادمیک به این هنر – صنعت می پیماند را کنار زده و یک شبه و حتی کمتر از آن می پیماید و رویای بازیگر شدن را محقق می سازد.* آموزشگاه های بازیگریبیراه نیست اگر بگوییم این شیوه شیوه خلاصه شده ای از تحصیلات دانشگاهی در رشته بازیگری است. روزانه تبلیغات بی‌شماری در روزنامه ها، مجلات، آگهی های چسبیده به دیوار می بینیم که در آن از آموزش برای بازیگر شدن خبر داده اند و برای جذب مخاطب چند نام برند بازیگری را در آن نوشته اند و از دوستداران و علاقمندان رشته بازیگری برای شرکت در کلاسهای بازیگری دعوت کرده اند که بیایید و بازیگر شوید. راه بدی هم نیست. جواب هم داده است. چرا که برخی بازیگرانی که امروزه در سینما و تلویزیون مشغول فعالیت هستند از طریق آموختن در همین آموزشگاه ها وارد عرصه بازیگری شده اند، بازیگرانی که منصفانه اگر بنگریم برخی شان واقعا بازیگران خوبی هستند. * زندگی در یک خانواده هنریهنرمند بودن پدر یا مادر یا هر دو اصلی ترین راه ورود فرزند یک خانواده به عالم سینما یا تلویزیون گاه بدون گذراندن تحصیلات دانشگاهی و دوره های آموزشی در آموزشگاه ها است. نمونه هایش هم در علم هنر هفتم کم نیست. برخی از جوانان هنرمند نه در دانشگاه تحصیل کرده اند و نه در آموزشگاه های بازیگری دوره دیده اند، آنان تنها به واسطه پدر یا مادر هنرمندشان بازیگر شده اند و برخی شان حتی هیچ تلاشی برای بازیگر شدن نکرده اند. * بند پبند پ اساسی ترین راه ورود به عالم بازیگری است، گزینه ای که اصلی ترین موضوع مورد بحث این گزارش هم است. اگر شما علاقمند به بازیگری باشید و اوضاع و احوالتان مشمول بند پ نیز شود به راحتی می توانید به یک بازیگر تبدیل شوید. حتی اگر هیچ استعدادی نداشته باشید. حتی اگر در هیچ دانشگاه و آموزشگاه بازیگری هم تحصیل نکرده باشید و حتی اگر پدر و مادرتان هم بازیگر یا هنرمند نباشند. اصلی ترین راه ورود به رشته بازیگری . اگر فکر می کنید منظور از بند پ همان پارتی است سخت در اشتباهید. پارتی داشتن راه خوبی برای ورود به سینما است اما مورد نظر بند پ این گزارش نیست. منظور از پ در این مقال ماده ای است که می تواند تمام مشکلات را حل کند. * پول:نقش پول آنقدر زیاد است که می تواند حتی هنر بازیگری را تحت الشعاع قرار دهد البته این موضوع در مورد هنرمندان واقعی و کسانی که می خواهند هنر واقعی را به تصویر بکشند صدق نمی کند. بلکه مناسب به اصطلاح سینماگرانی است که به خاطر منفعت و سود مادی وارد صنعت سینما شده اند. البته هیچ هنرمند و بازیگری نیست که نخواهد از هنرش کسب درآمد کند اما این سینماگران خاص تنها به کسب درآمد می اندیشند و اگر در این رهگذر فیلمشان مورد اقبال جشنواره های مختلف هم قرار گرفت که فبها المراد. تصور کنید جوانی که دوست دارد بازیگر شود اما نه دوره ای دیده و نه پدر و مادرش هنرمند هستند که بتواند به واسطه آنها وارد حیطه بازیگری شده و به اصطلاح اسم و رسمی به هم بزند. او فقط از یک امتیاز برخوردار است پول. پدرش فرد متمول و پولداری است. حالا جریان سینما برای او برعکس می شود . به جای اینکه یک کارگردان بیاید و یک بازیگر را برای ایفای یک نقش در فیلمش به خدمت بگیرد و کلی هم به او دستمزد بپردازد دست بر قضا با مرد متمول آشنا شده و او هم قبول می کند که تمام یا قسمتی از هزینه ساخت فیلم مورد نظر کارگردان را بدهد اما به شرطی که آن کارگردان هم نقش اول فیلمش را به پسر دردانه اش بدهد. قضیه به همین سادگی تمام می شود بدون اینکه کسی در این میان ناراضیباشد.تازه این تمام ماجرا نیست. گاهی اوقات پدر متمول پا را فراترمی گذارد و یک تیم فیلمسازی را استخدام می کند تا فیلمی را به کارگردانی پسرش بسازند و پسر خوش شانس هنوز بازیگر نشده کارگردان می شود.پول اما گاهی اوقات هم موارد دیگری را ایجاد می کند، مثلا یک بازیگر یا کارگردان با گرفتن مبلغ هنگفت نقشی خاص را به یک نفر می فروشد و با عنوان کردن اینکه این جوان آینده درخشانی دارد او را وارد دنیای بازیگری می کند. حتی در سالهای اخیر موضوع خرید و فروش نقش به یک تجارت پرسود تبدیل شده است و در این راستا موسساتی هم پدید آمده اند که به شغل شریف بازیگر سازی مشغولند. در برخی از این موسسات بازیگری برای بازی در ۲ دقیقه از یک فیلم با دیالوگ ۲ میلیون تومان، نقش اول ۲۰ میلیون تومان و نقش اول در کنار بازیگران مطرح سینما ۵۰ میلیون تومان هزینه دریافت می‌شود. چند سال پیش بود که در یکی از برنامه های برنامه تلویزیونی شوک مدیر یک موسسه بازیگری در خصوص نقش اول شدن به هنرجو گفت: اگر قیافه‌ات بهتر بود، دست و بالم بازتر بود. اما با این چهره‌ای که داری باید کمی خرج کنی. اگر نقش اول و دوم می‌خواهی ۵۰ میلیون تومان باید بدهی. تضمین می‌کنم که نقش خوب به تو می‌دهم.* باندهای بازیگریاگرچه همه کسانی که در حوزه سینما و تئاتر فعالیت می کنند معتقدند که فضای سینمای ایران پاک پاک است و هیچ غیر اخلاقی و کار ناپسندی از جمله خرید و فروش نقش در آن صورت نمی گیرد اما باید پذیرفت که غیر از مواردی که گفته شد افرادی در بدنه همین سینما هستند و اتفاقا آدم های برندی هم هستند و مشغول انجام چنین کارهایی هستند و اتفاقا هرگاه هم سوالی در این خصوص با ایشان مطرح می کنی خود را مبرا از این موضوع می دانند و حتی گاهی این موضوع را از ریشه منکر می شوند. اما با این حال بسیاری از هنرمندان این موضوع را بر نتابیده و اعتقاد دارند که چنین چیزی در سینمای ایران وجود دارد.

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری