خانه دائی جان ناپلئون خریداری شد

خانه دائی جان ناپلئون بلاخره توسط سازمان زیباسازی شهرداری خریداری شد تا برای آن کاربری فرهنگی و هنری تعریف شود.به گزارش مهر، «خانه باغ اتحادیه» معروف به خانه دائی جان ناپلئون و یا خانه میرزا علی اصغرخان اتابک(امین السلطان) صدراعظم سه پادشاه قاجار ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمد علی شاه در سال ۱۲۹۵ شمسی توسط حاج رحیم اتحادیه از وارثان امین‌السلطان خریداری شده بود و با تفکیک آن به ۳۰ سهم، این خانه بین فرزندان تقسیم شد.همین تعداد زیاد وراث برای خانه دائی جان ناپلئون دردسرساز شده بود چون کسی حاضر به فروش سهم خود نبود. این خانه رو به زوال می رفت چون یپچیدگی های حقوقی و وراثی باعث شد تا کار این خانه قفل شود. تا اینکه در ۶ آبان سال ۹۲ قفل این خانه شکسته و جرقه احیای این خانه زده شد. در این برنامه مرتضی طلایی نایب رئیس شورای شهر تهران، رحمت الله حافظی رئیس کمیسیون سلامت، خدمات و محیط زیست شورای شهر تهران، فرهادی قائم مقام سابق شهرداری منطقه ۱۲، نظری مدیرکل ثبت آثار سازمان میراث فرهنگی کشور، وراث خاندان اتحادیه، نمایندگان سازمان های مردم نهاد و صاحب نظران و رسانه ها با کاشتن درخت در این بنا، نهال احیا خانه اتحادیه را کاشتند و مرتضی طلایی قول داد تا مصوبه تملک خانه اتحادیه توسط شهرداری تهران را در شورای اسلامی شهر تهران به تصویب برساند.اکنون پس از حدود دو سال و مصوبه شورای شهر تهران در سال ۹۳ مبنی بر تملک این بنا، این عمارت به تملک سازمان زیباسازی شهر تهران در آمد. عیسی علیزاده، رئیس سازمان زیباسازی شهر تهران در این باره می گوید:خانه باغ اتحادیه با توجه به مصوبه مورخ شورای اسلامی شهر تهران در سال ۹۳ مبنی بر الزام شهرداری تهران به تملک و بازسازی خانه باغ معروف به اتحادیه واقع در محدوده منطقه ۱۲ شهرداری تهران و بهره برداری از آن به عنوان مرکز فرهنگی، هنری و دستور شهردار تهران مبنی بر الزامی کردن این مصوبه، در دستور کار این سازمان قرار گرفت و در راستای یکی از وظایف سازمان زیباسازی که مرمت و احیا بناهای تاریخی و ارزشمند پایتخت است، خریداری این بنا به عنوان مرکز فرهنگی و هنری دنبال و اجرایی شد.وی با اشاره به مرمت بناهایی مانند عمارت ارباب هرمز، باغ موزه نگارستان، موزه استاد علی اکبر صنعتی، بهسازی جداره خیابان ارزشمند ناصرخسرو و مرمت سایت دارالفنون در آینده نزدیک توسط سازمان زیباسازی شهر تهران افزود: سازمان زیباسازی در قدم اول با خاندان اتحادیه به عنوان مالکان این بنا وارد مذاکره شد ولی به علت تعدد وراث، عدم حضور برخی از مالکان و همچنین اختلاف بین سهام داران خانه اتحادیه، تملک بنا زمان بر شد تا اینکه با همکاری مراجع قضایی این موضوع به نحو احسنت انجام و در ابتدای هفته جاری با حضور نماینده دادستانی، دادسرای ناحیه ۷، وراث اتحادیه و شهرداری تهران، ملک به سازمان زیباسازی شهر تهران تحویل داده شد.علیزاده تصریح کرد:برای جلوگیری از هرگونه تخریب و تعرض و …، نگهبان های ویژه ای در مبادی ورودی خانه اتحادیه جهت تامین امنیت بنا مستقر شدند. همچنین نورپردازی برای کل محوطه و قسمت های بی دفاع صورت گرفته و در کل بنا دوربین مدار بسسته نصب شده است.رئیس سازمان زیباسازی شهر تهران گفت:طبق اسناد موجود مساحت خانه ۸ هزار و ۷۵۰ مترمربع است که توسط سازمان زیباسازی شهر تهران تملک شد و قسمت های تخریب شده در سال ۱۳۹۳ نیز با توجه به بازدید صورت گرفته قابل مرمت، احیاء و بهره برداری است که با همکاری اداره کل میراث فرهنگی استان تهران کار مرمت و احیاء و برداشت های میدانی این قسمت به زودی آغاز می شود.

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

گریم پرویز پرستویی در بادیگارد+ عکس

تصاویری از گریم پرویز پرستویی در بادیگارد منتشر شد که شباهت عجیبی به سردار سلیمانی دارد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ مجوز فیلم سینمایی بادیگارد هجدهمین فیلم سینمایی ابراهیم حاتمی‌کیا است که در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ماه، صادر شد. پرویز پرستویی بازیگر توانمند و صاحب‌نام سینمای ایران پس از ایفای نقش‌های به یاد ماندنی در فیلم‌های سینمایی آژانس‌ شیشه‌ای، روبان قرمز، موج مرده، به نام پدر”و سریال تلویزیونی خاک سرخ، برای ششمین بار در مقام نقش نخست فیلم سینمایی بادیگارد مقابل دوربین ابراهیم حاتمی‌کیا قرار خواهد گرفت. عکس های منتشر شده از گریم پرویز پرستویی در این فیلم سینمایی شباهت عجیب وی به سردار سلیمانی را نشان می دهد. پرویز پرستویی و امیر آقایی تصاویری از حضور خود در فیلم سینمایی بادیگارد را به اشتراک گذاشتند.

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

آیا گروه «هنر و تجربه» در مسیری که باید گام بر می دارد؟

یک:  «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر»: فرم‌گرایی با سس تارانتینو!همه چیز به این بستگی دارد که شهرام مکری را به عنوان یکی از نوگراترین سینماگران ایرانی، تا چه حد جدی بگیریم. به این بستگی دارد که فیلم‌هایش را چطور ببینیم. آیا صرفا به خاطر این‌که ایده فرمی تجربه نشده‌ای دارند، باید جور دیگری به آن‌ها نگاه و همه جزئیاتش را تحت یک منطق جدید توجیه کرد؟ یا این‌که باید درکنار تمجید از آن خلاقیت فرمی، به ایرادهای ابتدایی و واضح آن‌ها هم اشاره کرد؟مساله این است که دو فیلم بلند مکری، علیرغم فضای منحصر به فردی که می‌سازند، نمی‌توانند منطق جدید و مختص خود را ایجاد کنند؛ مثلا بازی‌های تصنعی بازیگران دو فیلم، در فضاسازی آن توجیه نمی‌شوند و در پیش‌برد قصه و شخصیت‌پردازی تاثیری ندارند و کاملا یک «ضعف» محسوب می‌شوند. علاوه بر این، مشکل دیگری که در فیلم اول مکری، «اشکان،انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» به چشم می‌خورد و البته موجه هم نیست، چیده‌شدگی بیش از حد آن است که از اثر بیرون می‌زند و ارتباط مخاطب با فیلم را در حد مشخصی، متوقف می‌کند. به‌طوری که مخاطب، بعد از مدتی، کاملا دست فیلمنامه‌نویس را حس می‌کند که دارد این حوادث را به این شکل می‌چیند و به هم ربط می‌دهد.با این همه اما تمجید نکردن از «اشکان،…»، مخصوصا به عنوان یک فیلم اول، تقریبا غیرممکن است؛ شخصیت‌ها به خوبی معرفی می‌شوند، قصه بدون تعلل پیش می‌رود و فضاسازی هم معقول است. فیلمساز به خوبی توانسته بین فیلم‌های خارجی مورد علاقه‌اش و «غربی»نشدن کلیت فیلمش، تعادل ایجاد کند. ضمن این‌که آن‌قدر هم غرق ارجاع دادن به فرامتن و هم‌چنین شیفته متفاوت بودن نحوه روایتش نمی‌شود که اصل قصه‌اش را از یاد ببرد.اما مهم‌ترین ویژگی فیلم را شاید بتوان تلاشش، برای جلب نظر مخاطب عام دانست. فیلم، قصه جذابی تعریف می‌کند- طرح و اجرای یک نقشه دزدی توسط دو نابینا- و کاملا مشخص است که علاقه‌مند است که کنجکاوی مخاطب غیرحرفه‌ای را برانگیزد و او را تا پایان، با قصه همراه کند. فیلمساز به وضوح، تجربه‌های نو در فیلمسازی را مغایر با جذب تماشاگر نمی‌داند و بعید است خالی بودن سالن‌های نمایش فیلمش را به «هنری»بودن آن تعبیر کند.به نظر می‌رسد که فیلمساز به دنبال ارتباط دادن مخاطب، با تجربه‌گرایی خودش باشد: حتی تقاطع داستان‌های (ظاهرا) جداگانه فیلمش هم طوری نیست که مخاطب بیگانه با روایت‌های غیرخطی سینمای جهان را سر در گم کند و او را پس بزند.با تمام این‌ها، هم‌چنان آن ایرادی که در ابتدا گفته شد، به جای خود باقی است. اگر دیالوگ‌های آن سرباز را درباره «تقدیر» جدی بگیریم و به دنبال یافتن ارتباطی سینمایی بین آن حرف‌ها و اسلوب روایت داستان‌های فیلم باشیم، احتمالا از درنیامدن این ارتباط، سرخورده شویم و فیلم را «اسیر گزافه‌گویی‌های روشنفکرانه» بدانیم.دو: «اعترافات ذهن خطرناک من»: روز شیطانسومین فیلم بلند هومن سیدی از یک نظر، روی دیگر سکه «اشکان،…» مکری است: حتی اگر خوش‌بین هم باشیم، نمی‌توانیم آن را «فیلم خوب»ی قلمداد کنیم. اما در همین حال ویژگی‌هایی دارد که قابل توجه است؛ فیلم، برای کارگردانش، یک قدم بزرگ رو به جلوست. دیگر نه از آن جسارت بی‌توجیه «سیزده» (که اکران معمولی داشت) خبری هست و نه از پیام‌زدگی انتهایی آن، نه خشونت بی‌دلیل و افراطی اثر قبلی دیده می‌شود و نه آنارشیسم افراطی، هر چه هست- که البته خیلی هم شدید نیست- مربوط به آن چیزی است که آدم‌های فیلم و قصه‌شان اقتضا کرده. فضا هم‌چنان آمریکایی و غیرایرانی است اما مختصات خودش را هم دارد.مهم‌تر از همه این‌که داستان فیلم، با یک موقعیت سوال‌برانگیز شکل می‌گیرد- که از این جهت، فرسنگ‌ها از «سیزده» جلوتر است و با «آفریقا» هم که اصلا قابل مقایسه نیست- این‌که چرا فرهاد در چنین موقعیتی گیر افتاده و آن چیزی که فراموش کرده چیست؟ درست است که گره‌گشایی فیلم، «جمع‌بندی» قابل قبول برای فیلم نیست، اما سوال ایجاد شده، حداقل این قابلیت را دارد که مخاطب را تا انتها کنجکاو نگه دارد.در کنار این‌ها، فیلم از یک کاراکتر جذاب هم بهره‌مند است که علیرغم حضور اندکش، جذابیت زیادی ایجاد می‌کند؛ همسر فرهاد، زن نیمه‌دیوانه‌ای که در تیمارستان است، نقشه‌ها را خورده و هر روز یکی را بیرون می‌کشد و به فرهاد تحویل می‌دهد، تنها اوست که به فکر فرهاد است و فقط صدای اوست که از خاطر فرهاد نمی‌رود. با وجود سوالاتی که می‌شود درباره کارکرد و تاثیر این کاراکتر در روند قصه مطرح کرد و حتی تا حدودی فلسفه بودنش را زیر سوال برد، صرف طراحی و حضور یک کاراکتر غریب و جالب، آن هم در سینمای ایران که بین شخصیت‌های شبیه به هم محاصره شده، می‌تواند غنیمت به‌شمار بیاید و جذابیت کمتر دیده‌شده‌ای را عرضه کند.و صد البته که هیچ‌کدام از این محاسن، نمی‌توانند به تنهایی- یا حتی بعضا در کنار هم- فیلمی را تبدیل به «فیلم خوب»ی کنند.سه: «هنر و تجربه»: یک بام و دو هواسال‌هاست که در سینمای ما تعدادی فیلم خاص تولید می‌شود. فیلم‌هایی که به خاطر رویکرد غیرمعمولشان، در بهترین حالت، در جشنواره‌ها موفق می‌شوند و جایزه می‌برند، اما رنگ اکران عمومی را به خود نمی‌بینند. به خاطر این‌که احتمالا این فیلم‌ها با اقبال عمومی مواجه نخواهند شد و اکران گسترده‌شان تقریبا بیهوده خواهد بود و صرفا تعدادی سالن را اشغال خواهد کرد- البته فعلا کاری به این نداریم که «خاص» بودن این آثار، به فرم نامتعارفشان برمی‌گردد یا به ناتوانی سازندگانشان در ساختن یک فیلم سرگرم‌کننده و عامه‌پسند- مسئله اما این است که طی این سال‌ها چند بار کارهایی به قصد اکران این فیلم‌ها شد که اغلب بی‌نتیجه ماند، تا این‌که کمی بیش از یکسال قبل، دوباره بستری مهیا شد که این فیلم‌ها تحت عنوان «گروه هنر و تجربه» اکران محدود شوند.طرح هنر و تجربه تا به امروز دوام آورده و به نظر می‌رسد منظم‌تر و نتیجه‌بخش‌تر از طرح‌های قبلی برای اکران فیلم‌های مخاطب خاص بوده است. نفس این کار هم به‌خودی‌خود، کاملا منطقی و معقول است. به خاطر این‌که تماشاگر محدود این آثار نیز که احتمالا موقعیت تماشای این فیلم‌ها را در جشنواره ندارند فرصتی پیدا می‌کنند که آن‌ها را تماشا کنند. (البته فعلا به این کاری نداریم که حمایت‌های دولتی از این گروه چقدر است و حد و مرز این حمایت تا کجا باید باشد.)اما با این‌همه به نظر نمی‌رسد مساله به همین شکل منطقی باقی مانده باشد. نگاه به همین دو فیلم مورد اشاره در بندهای فوق و توجه به این‌که هر دو در گروه هنر و تجربه اکران شده‌اند، اهداف اولیه تشکیل این گروه را، به شدت با چالش روبرو می‌کند.هر دو فیلمساز، همان‌طور که گفته شد، به فکر به‌کارگیری مولفه‌های عامه‌پسند در اثرشان بوده‌اند. پس- حداقل در این دو اثر- نسبت به مورد توجه قرار گرفتن فیلمشان بی‌تفاوت نبوده‌اند و طبعا اگر فرصت اکران و تبلیغ برایشان فراهم شود، استقبال خواهند کرد، اما در کمال تعجب، هر دو به گروه هنر و تجربه می‌روند و در کل کشور، با زیر ده سالن اکران می‌شوند. چرا؟ شاید دلیل چندان پیچیده‌ای نداشته باشد؛ در مواجهه با فیلم هشت سال درصف اکران مانده‌ای که از قضا کارگردان آن، سازنده موفق‌ترین فیلم گروه هنر و تجربه بوده، ساده‌ترین راه این است که فیلم قبلی را هم در همان گروه اکران کنیم تا وصله «نادیده گرفتن فیلمسازان جوان» هم بهمان نچسبد و با این رویکرد هیچ بعید نیست که از این پس، نام مکری قرین «هنر و تجربه» شود و آینده حرفه‌ای نامعلومی برایش رقم بخورد.فیلم اول مکری یک نمونه است. مسئله این است که به این ترتیب و با این روند گروه هنر و تجربه، جوانهایی که در ساخت آثار ابتدایی‌شان نیم‌نگاهی هم به جذب مخاطب و سینمای مردمی دارند، استعدادشان در جذب مخاطب، به هدر می‌رود و شاید از این پس هم، تحت همین شرایط عجیب، مسیر دیگری را در پیش بگیرند. آن هم در شرایطی که کمبود چنین فیلم‌ها و فیلمسازهایی کاملا محسوس است.اصلی که گروه هنر و تجربه بر پایه آن شکل گرفته، هم‌چنان معقول است و این گروه باید طبق همان اصل و البته تا زمانی که فیلم‌های مختص خودش تولید می‌شوند، به کار خود ادامه دهد. اما اگر بخواهد به زور، به عنوان الگوی سینمای ایران معرفی شود و شعار «چهارپا خوب، دوپا بد» را به «چهارپا خوب، دوپا بهتر» بدل کند و همانطور که گفته شد، تبعیدگاه بعضی فیلم‌های خاص شود و استعدادهای بالقوه سینمای عامه‌پسند را ببلعد، معلوم نیست در آینده چه بلایی سر همین سینمای نصفه و نیمه بیاید.

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

مرتضی طلایی و شهرداری به انتقادات پریوش نظریه پاسخ دادند

پریوش نظریه که بعد از پخش این قسمت از خندوانه اعلام کرد که در این برنامه سوالاتی را مطرح کرده که هنگام پخش سانسور شده است.سوالات این بازیگر سینما و تلویزیون درباره محیط زیست و عملکرد شهرداری بود. به دنبال حذف این پرسش‌ها پریوش نظریه آن‌ها را در صفحه‌ی اینستاگرامش منتشر کرد؛ «دلیلِ کشتار سگ‌ها و گربه‌ها توسط شهرداری در حالی که قانون اجازه‌ی این کار را نداده،دلیلِ قطعِ درختان در شهر، زشت بودن ساختمانِ «زیبا سازیِ شهر تهران»، ساختنِ سازه‌ها قبل از فکر درمورد کاربرد آن‌ها، و اجازه ی ساخت به نماهای زشتِ ساختمان‌ها، اعتراض به برخورد معلمان پرورشی در مدارس با بچه ها و البته نمیدونم چرا درخواست برای محلی که شهرداری در اختیار خیریه‌ی یاران برکت مهر برای فروش محصولاتِ بانوان سرپرست خانوار قرار بده حذف شده بود.»پس از گذشت 3 روز از پخش این برنامه و مطرح شدن این سوالات، شوشتری، اورازانی و طلایی در یک جلسه خصوصی با نظریه به سوالات او درباره‌ی شهرداری، پاسخ دادند.نظریه درباره‌ی این دیدار در صفحه‌ی اینستاگرامش نوشت: «سه روز بعد از پخشِ خندوانه از طرف شهرداری برای پاسخگویی به سوالاتم دعوت شدم. دیروز سه شنبه آقایان:دکتر شوشتری، مهندس اورازانی و سرهنگ طلایی طیِ نشستِ دو ساعته ای به چهار سوال من پاسخ دادند. هرکدام از پاسخ ها را همراه با آمار و مستندات در اختیارتون می‌گذارم. امیدوارم آموزش و پرورش و وزارت راه و وزیر کشاورزی هم پاسخوی دیگر سوالات باشند.»

Source: جدیدترین اخبار فرهنگی و هنری

چهار روش ورزشی برای کاهش زانو درد

آسیب‌دیدگی‌ یکی از نگرانی‌های اصلی ورزشکاران است. درد زانو مشکل بیشتر افرادی است که ورزش می‌کنند. دانستن راه‌های درمان زانو درد می‌تواند به ورزشکاران کمک کند.به‌ گزارش ‌ایسنا‌ و به نقل از My fitness pal، در صورتی که از زانو درد جلوگیری نشود ممکن است که به آرتروز تبدیل شود. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها تخمین زده است که نیمی از افراد در سن ۸۵ سالگی به دلیل چاقی و نداشتن فعالیت کافی دچار آرتروز زانو می‌شوند.راه‌های زیر می‌تواند به پیشگیری و درمان زانو درد کمک کند:۱. قدرتمند کردن عضلات رانتحقیقات نشان داده است که ضعیف بودن عضلات ران که به آنها عضلات چهار سر نیز گفته می‌شود باعث زانو درد می‌شود. هنگامی که این عضلات را قدرتمند کنید، زانوها ثبات بیشتری پیدا می‌کنند و بهتر می‌توانند وزن را تحمل کنند. انجام ورزش‌های قدرتی نادرست نیز باعث افزایش زانو درد می‌شود.انجام حرکاتی همچون اسکات و کشیدن پاها می‌تواند به قدرتمند شدن عضلات پا کمک کند.۲. قدرتمند کردن عضلات لگنعلاوه بر قدرتمند کردن عضلات چهار سر ران، افزایش قدرت عضلات لگن نیز باعث کاهش زانو درد می‌شود. مطالعات اخیری که در مجله پزشکی ورزشی منتشر شده است نشان می‌دهد که ۱۲ هفته‌ انجام ورزش‌هایی بر روی عضلات لگن دو تا پنج بار در هفته‌ باعث کاهش درد و افزایش کیفیت زندگی می‌شود. ورزش‌هایی که به قدرتمند شدن لگن کمک می‌کنند عبارتند از: کشیدن پاها از بغل و حرکت پل‌.برای انجام حرکت پل بر روی کمر دراز بکشید. زانوها را خم کنید. به آرامی کمر را بلند کنید تا جایی که پاها و کمر با زانوها در یک راستا قرار بگیرد. دو ثانیه صبر کنید و دوباره کمر را پایین بیاورید.۳. بیشتر حرکت کنیدبیش از ۵۰ مطالعه مختلف نشان داده‌اند که انجام ورزش باعث کاهش زانو درد می‌شود و کارایی را افزایش می‌دهد. تنها باید با پزشک خود مشورت کنید تا بفهمید چه نوع ورزشی برای شما مناسب‌تر است.۴. کفش‌های خود را عوض کنیدنوع کفش می‌تواند در کاهش زانو درد تاثیرگذار باشد.بررسی‌ها نشان داده است کفی‌هایی که هلالی هستند می‌توانند تا حدودی از زانو درد بکاهند.۵. شنا کنیدانجام ورزش‌هایی که در آب انجام می‌شوند برای سلامت زانو بسیار مناسب هستند. انجام ورزش‌های آبی به افزایش قدرت و چابکی بدن کمک می‌کند. انجام این ورزش‌ها سه بار در هفته‌ و به مدت شش هفته‌ توصیه می‌شوند.انجام ورزش‌های آبی به افزایش انعطاف پذیری و چابکی بدن کمک می‌کند.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

عصبانیات شدید بیرانوند در اردوی اوکراین؛ یک ریال از پولم را هم نمی بخشم!

دروازه بان ملی پوش پرسپولیس اعلام کرد از اوضاع موجود ناراحت است و قصد ندارد یک ریال از مبلغی که طلبکار است را ببخشد.

به گزارش ایلنا، بازیکنانی که در آخرین دوره مربیگری علیرضا منصوریان در نفت تهران در این تیم حضور داشتند، هنوز مطالبات عقب افتاده شان را دریافت نکرده اند و همین موجب شد تا آنها به همراه کادر فنی سابق این تیم چند بار جلوی باشگاه نفت به اعتراض بپردازند اما تا به امروز مقامی رسمی به درخواست آنها پاسخ نداده است.

علیرضا بیرانوند، دروازه بان پرسپولیس تهران یکی از بازیکنانی است که از این باشگاه طلبکار است و او که تا به امروز صحبتی در این خصوص انجام نداده بود در گفت و گویی سکوتش را بشکند؛ مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

باید امتیاز نفت کسر شود

شکایتم را انجام داده ام و حکمم را هم گرفته ام. طبق آیین نامه ای که الان وجود دارد و من از مراجع ذی ربط پرسیدم اگر مبلغ قراردادم را پرداخت نکنند باید از نفت امتیاز کسر شود، اما تا به امروز نه از منابع فدارسیون و نه از منابع باشگاه هیچ ملغی پرداخت نشده است.

از وزیر ورزش و جوانان خواهش دارم به موضوع باشگاه نفت ورود کند

در آیین نامه فدراسیون تمامی قوانین به نحو احسن توضیح داده شده است و اگر فدراسیون فوتبال توجه اش به پرداخت بدهی باشگاه ها به بازیکنان بیشتر بود الان اینگونه نمی شد که هیچ باشگاهی طلب بازیکنان را پرداخت نکند. همه تیم ها به بازیکنان می گویند چون تیم دیگری انجام نداده پس ما هم پول عقب افتاده را پرداخت نمی کنیم. از مسئولان خواهش دارم، مسئولانی که در فدراسیون هستند و اگر از دست آنها خارج است از وزیر محترم ورزش و جوانان خواهش می کنم به مسئله بدهی بازیکنان نفت تهران ورود کنند و مشکل را حل کنند.

به خاطر پرسپولیس پیشنهاد فنرباغچه را رد کردم

من حق دارم که ریال از مبلغ پولم را نبخشم، این پول حق زن و بچه من است، در سرما و گرما از خانه دور بودم و در تمرینات حضور داشتم. پیشنهادی از باشگاه فنرباغچه رسید و آنها مبلغی خوبی را هم پیشنهاد دادند، باشگاه پرسپولیس به آنها اعلام کرد که مبلغ پیشنهادی پایین است و باشگاه فنرباغچه پیشنهاد یک میلیون یورویی ما را هم قبول کرد اما از آنجایی که سال خوبی با پرسپولیس داشتم و دوست داشتم به اصلی ترین هدفم در این باشگاه یعنی به قهرمانی در آسیا و تکرار قهرمانی در لیگ برتر دست پیدا کنم؛ این پیشنهاد را رد کردم.

اجازه نمی دهم از علی کریمی هم سوء استفاده کنند!

سازمان لیگ هم که یک سری تعهدات نسبت به باشگاه دارد و به آنها مبلغی را برای حق میزبانی، تبلیغات و … پرداخت می کند؛ در این مواقع و شرایط ویژه ای که باشگاه نفت دارد برای فصل جدید به جای پرداخت این حق به باشگاه نفت ابتدا باید حقوق عقب افتاده را به حساب بازیکنان واریز کنند. دوسال را به خاطر تیم ملی و پرسپولیس سکوت کردم اما دیگر اجازه نمی دهم شرکت بهنام پیشرو کیش، گلرخسار و عرفانیان و افرادی همانند اینها از علی کریمی هم شبیه به علی دایی استفاده کنند و با آنها عکس یادگاری بگیرند.

وزیر نفت باید پاسخگو باشد

آقای قنبرزاده جواب پیام های مارا می دهد و اعلام می کند که پیگیر این مسئله هستیم اما تا به به امروز هیچ خبری از پیگیری ها نشده است. جا دارد از آقای شاه کرمی تشکر ویژه کنم که تمام وقت پیگیر مسئله پرداخت بدهی های بازیکنان هستند. اندک مبلغی که تا به امروز به حساب بازیکنان واریز شده است، نتیجه تلاش ها و پیگیری های این بزرگوار بوده است اما آقای قنبرزاده، آل اسحاق و انزکی باید جواب مارا بدهند از نظر من در این مسئله وزیر محترم نفت هم باید پاسخگو باشند.

اگر 15 میلیارد گرفتید، چرا بدهی ها را پرداخت نمی کنید؟

بعد از اتمام اردوی پرسپولیس در اوکراین و اولین حضورم در تهران به خدمت ایشان می روم تا دیداری با وزیر نفت داشته باشم. سربرگ قرادادی که با باشگاه نفت تهران داشتم، برگه وزارت نفت است. اگر مسئولان این باشگاه 15 میلیارد چک گرفتند چرا چک را به اجرا نمی گذارند، پس اینکه می گویند از مالک جدید باشگاه 15 میلیارد چک گرفتیم تنها یک دروغ است وگرنه تا به امروز تمامی دستمزدها را پرداخت کرده بودند.

اولین شکایتم از وزارت نفت است

اولین شکایت من در صورت ادامه یافتن این روال از وزارت نفت خواهد بود، چطور تیمی به لیگ برتر می آید و در سطح اول فوتبال ایران حضور دارد اما بودجه ندارد که پول بازیکنان را بدهد؟ آقای قنبرزاده باید جوابگو باشند، کمیته استیناف و اخلاق هم حق ورود به این مسئله را دارند اما متاسفانه تا به امروز اقدام مهمی از سوی این افراد ندیده ایم.

یک میلیاردم را می بخشم!

جناب آقای تاج تا به امروز برای فوتبال ایران زحمت کشیده و موفقیت ایشان را شاهد هستیم اما آیا رئیس فدراسیون فوتبال تا به امروز با گلرخسار ملاقات داشته؟ اگر ایشان حتی برای یک بار هم با مالک باشگاه نفت دیدار کرده باشند من طلب یک میلیاردی ام را می بخشم. اصلا آقای گلرخسار کجاست؟

قطعا از باشگاه نفت شکایت می کنم

این باشگاه پول ندارد فیش برقش را پرداخت کند و باید چند مدت دیگر نماینده ایران در لیک قهرمانان آسیا باشد، وضعیت اصلی باشگاه زمانی مشخص می شود که آنها پول آبدارچی باشگاه را پرداخت نکرده و منتظر هستند ما طلب آبدارچی را بدهیم.قطعا از باشگاه نفت شکایت می کنم و با ورود به تهران بعد از اردوی پرسپولیس شاهد شکایت رسمی از این باشگاه خواهید بود

Source: جدیدترین اخبار ورزشی

درخواست جالب تماشاگران استقلال از خسرو

تماشاگران استقلال از هافبک راست تیمشان درخواست جالبی دارند. به گزارش "ورزش سه"، حدود هزار تماشاگر حاضر در کمپ ناصر حجازی خواستند کاری کند امید ابراهیمی در استقلال بماند. امید ابراهیمی قراردادش با استقلال تمام شده و گفته می شود دوست دارد فوتبالش را در خارج از کشور ادامه دهد. با این وجود همچنان تماشاگران استقلال امیدوار هستند این بازیکن قراردادش را تمدید کند تا تیمی رویایی به میدان برود.

Source: جدیدترین اخبار ورزشی